تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی
5مظاهر لذّت نمیتواند به دست بیاید، به دست بیاید! وقتی كه انسان از یك چیزی لذّت میبرد؟ خب از چه لذّت میبرد؟ باید یك مظهری داشته باشد دیگر! یا فرض كنید كه انسان آن چنان تشنه است كه سر از پا نمیشناسد برای رسیدن به آب و وقتی كه به یك آب خنكی كه درون پارچ ریختند و یخ هم در آن ریختند و جلوی آن گذاشتند و انسان همین طور خود را میاندازد بر روی او، آن احساس لذّتی كه برای او پیدا میشود، یا این كه غذایی میخورد، یا این كه لذّات دیگری كه در این دنیا هستند و مردم به آن لذّات مشغول هستند و متنّعم هستند. آن لذّت و شعف و انبساطی كه برای این افراد در این گونه موارد میشود از این قبیل است و از این قسم است كه خب این كه ما میدیدیم این جور نبود، از این قسم نبود، خب این اتّهام است، این اتّهام است.
من در آن موقع به این مسئله متفطّن شدم كه ایشان در روز عاشورا دارد در زیر پَر سیدالشّهدا دارد صعود میكند. آن صعودش را به همان عوالمی كه سیدالشّهدا بود، آن صعود برای او حالی به وجود میآورد كه دیگر كسی نمیتوانست با ایشان حرف بزند، كسی نمیتوانست با ایشان تكلّم كند، كسی نمیتوانست، یعنی احساس بنده این بود كه سیدالشّهدا در آن روز همان طوری كه خیلیها را میبردند از اصحابشان را، از افرادی كه همراه ایشان بودند، اینها سیر میدادند و زیر پر خودشان میگرفتند و میبردند آن جایی كه لا عَینٌ رَأَت وَ لا اذُنٌ سَمِعَت وَ لا خَطَر عَلَی قَلبِ بَشَر در عالمی میبردند كه نه به گوششان رسیده بود و نه به مخیله آنها خطور كرده بود و اگر تا روز قیامت ما بنشینیم و بخواهیم گوشهای از آن مطالب را تصوّر كنیم ما تلاش بیهوده كردهایم و به آن جا نخواهیم رسید!! حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی!

