تببین جامع و کامل حقیقت واقعۀ عاشورا توسط مرحوم علامه طهرانی
1أعوذ باللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
من در نظرم بود كه امشب قبل از ماه محرم تتمه همان صحبتهای قبل ادامه پیدا كند، و چند دقیقهای هم را جع به مسئله محرّم و عزاداری سیدالشّهدا علیهالسّلام كه طبعاً رفقا اطلاع دارند نسبت به مبانی و موازین و خب ما هم راجع باز راجع به آن صحبتی بكنیم، ولی با خود گفتم كه اگر آن بحث گذشته را موقّتاً امشب ما ادامه ندهیم و به همین مسئله سیدالشّهدا و عزاداری و كیفیت عزاداری و موازینی كه بزرگان ائمّه علیهمالسّلام آن موازین را بیان كردند و چه بسا ما از آن مبانی و موازین فاصله گرفتیم راجع به آنها مطالب امشب را در خدمت رفقا باشیم گفتم شاید بهتر باشد، مناسبتر باشد.
درباره مسئله عاشورا و داستان سیدالشّهدا قضیه خیلی جای صحبت دارد از طرق مختلف و زوایای مختلف.
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه نسبت به این قضیه واقعاً سعی بلیغ كردند و حقّ مطلب را ادا كردند و من ندیدم در جایی كه بزرگی كه بر مبانی مطلّع باشد در داستان سیدالشّهدا علیهالسّلام مثل ایشان قلم بزند و توضیح و تبیین مطلب كند.
حتّی وقتی كه ایشان آن كتاب روح مجّرد را نوشتند به من فرمودند كه این كتاب را شما مطالعه كن و ببین چه به نظرت میآید؟ چه به نظرت میآید؟ ناگفته نماند كه آن كسالت قلبی درست بعد از نوشت این كتاب عارض شد یعنی نیم ساعت بعد از این كه این كتاب را نوشتند و آمدند به اندرونی و به والده با یك حالت بهجت و شعفی كه ایشان میگوید من كمتر دیدم از ایشان در طول زندگی كه این شعف و خوشحالی و انبساط از ایشان مشاهده شود، با یك شعف زائدالوصفی به والده ما فرمودند كه البشارة، البشارة كه آن چه را كه در نظر داشتم راجع به آقای حدّاد انجام دادم، و این نشان میدهد كه نسبت به این روح مجّرد ایشان عنایت خاصّی داشتند كه با این وصف ایشان بیان كردند این قضیه را. و من تحقیقاً میتوانم عرض كنم آن كسالت قلبی ایشان كه باعث شد كه دو هفته در بیمارستان بستری شوند و همان آنوریسم قلبی پیدا كردند و آئورت و پارگی آئورت، این یك ارتباط تنگاتنگی داشته با نوشتن این كتاب و پاداش این نوشتن این كتاب این عارضه بود كه برای ایشان پیدا شد، اهل معنا خوب متوجّه میشوند كه من چه میخواهم عرض كنم! البّته خود ایشان هم در اواخر حیاتشان به این عرض بنده یك اشاره گذرا كردند.

