معنا، اقسام و مراتب رزق و روزی
5است، هفتاد درصد است. خلاصه چقدر برای این مسئله در نظر گرفته شده است.
یا این كه فرض كنید كه میخواهد برود برای زیارت حضرت معصومه سلام اللَه علیها ولی میبیند كه كشش ندارد هی از یك طرف میخواهد این كه میخواهد برود مال آن مقداری است كه به او دادند، اگر به او ندادند، این خواست هم در او نبود، منتفی بود. اصلًا نمیخواست؛ ولی از آن طرف هم سنگین است، حالا وقت زیاد دارد، حالا شلوغ است آن طرفها، آن طرفها شلوغ است، تاكسی دیر نگه میدارد جلو، یك مقداری باید پیاده برویم، حالا هی به مماطله میگذراند، این مال همان است، این مال این چیزهایی است كه خلاصه یك قضّیه این جا گیر كرده یك مسئله در این جا هست. اگر آن روز رزقش بود تا فكر زیارت حضرت معصومه میآمد یكدفعه بلند میشود و لباسش را میپوشد و آمادگی دارد، سرحال است، بانشاط است و نسبت به این قضّیه خیلی به اصطلاح مجّد است نسبت به این مسئله.
این یكی از معیارهایی است كه بزرگان بخصوص مرحوم آقا، من از ایشان میشنیدم كه این مطلب را ملاحظه میكردند و از افراد دیگر از بزرگان نیز این مسئله به اصطلاح بیان شده كه خلاصه انسان باید همه جهات را در نظر داشته باشد و نمیتواند صرفاً به بعضی از جهات اكتفا كند و از جهات دیگر غفلت كند، چه بسا اینكه غفلت از جهات دیگر ممكن است كه برای او عواقبی بیاورد، مسائلی بیاورد، تبعاتی بیاورد كه آن را محروم كند از رسیدن به یك همچنین مسئلهای، رسیدن به یك همچنین مطلبی، خود مرحوم آقا هم راجع به این مطلب میفرمودند در صحبتهایشان، نمیدانم رفقا شنیدند از ایشان یا نه؟ ما كه از ایشان میشنیدیم از این گونه مطالب، و از این مسائل میشنیدیم كه مثلًا فرض كنید كه یك وقت ایشان میفرمودند كه من یك خطایی را به اصطلاح البتّه از روی قصد و اینها نبوده، مرتكب شده بودم، فرض كنیدكه تنبیه كرده بودند یك شخصی را، یك بچّهای را، حالا میبایست كه حلم بیشتری در آن جا به خرج میدادم و سعه صدری، علی كل حال تنبیه كرده بودم و بعد دیدم كه قصد حرم داشتیم، قصد حرم حضرت موسی بن جعفر علیهماالسّلام در كاظمین، ولی دیدم كه رغبت ندارم یعنی یك كسالتی در من حاصل شد. حالا البّته نمیدانم كه ایشان این را فرمودند یا نه و ایشان هم متوجّه این قضیه شدند یا نه؟

