دیدگاه اهل معرفت نسبت به مساله تغذیه وکیفیت بهرهمندی از نعمات الهی
3آنها به این نحوه بوده، دوری كردن از تجمّلات و دوری كردن از نعمتها و امثال ذلك یا این كه فرض كنید مثلًا دیده شده كه به كلام مرحوم آقا در كتابشان ظاهراً در كتاب روح مجّرد است كه مرحوم قاضی كه میرفتند گاهی اوقات چیزی بخرند، آن كاهویی را سوا میكردند كه آن كاهو خیلی مرغوب نبوده و امثال ذلك یا افراد دیگر به طور كلی.
خب این قضیه میتواند یك شبههای را برای انسان به وجود بیاورد كه نكند مسئله از این باب است؛ یعنی انسان به طور كلی دیدگاهش نسبت به امور دنیا و نسبت به زندگی وجریان زندگی به این نحو باشد كه اصلًا دستور بر این است، حالا ما نمیگوییم آن قسمت حرام است ولی حداقل مورد رضای پروردگار نیست، این طور شاید مسئله تصور بشود.
درباره امیرالمؤمنین علیهالسّلام داریم كه (در جلسه قبل ظاهراً به نظرم میرسد كه گفتم) برای حضرت خیلی اتفّاق میافتاد نظایر این كه حضرت امساك میكردند، احتراز میكردند، فقیری میآمد، به فقیر میدادند، خودشان استفاده نمیكردند. آن روایت را ظاهراً خواندم برایتان كه راجع به این كه حضرت دلشان مدّتی جگر گوسفند میخواست و به امام حسن هم گفتند، یك سال از این قضیه گذشت، امام حسن هم فراموش كرده بودند، یا قضیه مثل فراموش كردن یوسف و امثال ذلك، دیگر در این جا اسراری هست، این وسط مسائلی هست، و الا درخواستی كه یك پدر از فرزند بكند آن هم مثل امیرالمؤمنین، آن هم مثل امام حسن، دلیلی ندارد بر این كه یك سال به فراموشی سپرده بشود؛ توجیهی خب نمیتواند داشته باشد. بله، خب اینها این طور به نظر میرسد ولی از آن طرف خب آیه قرآن هم داریم.
آیه قرآن داریم: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَه الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ1 پیغمبر به مردم بگو پس این زینتها و این طیباتی كه ما برای مردم آماده كردیم، طیب یعنی هر چیز پاكیزه و منّزه و منّظم و قابل توجّه و نعمت شسته رفته و قابل استفاده در قبال غیر طیب مثل آن اشیائی كه مورد نفرت هستند از اشیائی كه مردم به آنها میل ندارند، چیزهای پست و چیزهای مورد اكراه و همین طور از نقطه نظر شرعی چیزهایی كه مورد رضایت شارع است؛ چون ممكن است یك چیزی بسیار خوب و قابل توجّه باشد ولی خب شرعاً مشكل داشته باشد. فرض كنید كه بسیاری از این روابط، روابطی است كه مورد توجّه مردم ممكن است باشد ولیكن مورد رضای شارع نیست و حرام است و مثلًا اموال دزدی، ممكن است بالاخره آن دزد كه میرود یك چیزی را میدزدد چیز خوبی را میدزدد، چیز آشغال را كه نمیدزدد؛ میرود بالاخره؛ ولی آن حرام است، استفاده از آن حرام است. سرقت، غصب، كسی كه میرود یك باغی را غصب میكند بالاخره چیزهای قابل توجّه در این باغ هست كه میرود غصب میكند، بیجهت كه نمیرود ولی اینها حرام است.
- سوره الاعراف (٧) آيه ٣٢

