دیدگاه اهل معرفت نسبت به مساله تغذیه وکیفیت بهرهمندی از نعمات الهی
1أعوذ باللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
... صحبت كردیم و آن چه را كه به نظر میرسید و خودمان از ارتباط با بزرگان دیده بودیم و حتی خود رفقا هم كم و بیش بیاطّلاع نبودند از آن چه كه برای ایشان نقل شده بوده از احوال بزرگان در (خصوص) ماه رمضان خب مطالبی عرض كردیم؛ ولی مطلب مثل این كه یك مقداری ناتمام ماند و به نظر رسید كه اگر بتوانیم تتمه آن را این جا خدمت رفقا بگوییم كه وقتی مراجعت میكنیم همان تتمه مباحث دعای ابیحمزه را ما انشاءاللَه به حول وقوه خدا ادامه بدهیم.
در صحبتهایی كه قبلًا لابد به سمعتان رسیده است صحبت از سبك گرفتن و سهل گرفتن در كیفیت غذا خوردن بود كه در این جا مطالبی را از بزرگان نقل كردیم كه آنها هدفشان از غذا خوردن چه بوده؟ آیا آنها هدف استقلالی داشتند یا این كه هدف ایشان هدف استقلالی نبوده بلكه هدف، هدف آلی بوده و واسطهای بوده برای مطالب دیگر و مسائل دیگر.
روایتی است از رسول خدا (شك دارم) كه میفرمایند: المؤمن یأكل بشهوة أهله و المنافق یأكل بشهوة بطنه، مؤمن بخاطر اطرافیانش غذا میخورد، به خاطر افرادی كه سر سفره هستند به غذا میل دارد و به خاطر همراهی با آنها مؤمن غذا میخورد ولی منافق به خاطر شكمش میخورد، كاری به اطرافیان ندارد كه هستند، كه نیستند، تنها هست یا نیست و میخواهد التذاذ داشته باشد از خوردن غذا. یكی از لذّتهای او در این دنیا غذاهای متلوّن و متنوّع است. منافق این طور است.
خب حالا ما باید ببینیم كه واقعا این طور است! یعنی ما در این دنیا مأموریم بر این كه از غذاهای متنوع اجتناب كنیم و آن را به عهده كسان دیگر بسپاریم یا این كه نه، این مسئله به شكل دیگری است.
من در آن شب، خیال میكنم دو مجلس قبل عرض كردم كه بعضیها نظرشان بر این است كه اصلًا در این دنیا باید به سمت آن نعمتهایی كه از نظر ردیع هستند و پایین هستند باید رفت. فرض كنید كه میخواهید در میوه فروشی سیب سوا كنید باید حتماً سیبهای خراب را بردارید؛ اگر سیبهای خوب را بردارید از ایمان شما كم میشود. یا مثلًا فرض كنید كه اگر میخواهید بروید یك ماشین بخرید یك ماشین لنگ بخرید كه یك روز كاربرات آن از كار بیافتد، یك روز سیلندر آن، یك روز نمیدانم چرخش، یك روز دفرانسیل آن! هر روز یك چیز آن اگر یك ماشین تمیز یا نو و سالم باشد، این اصلًا بر خلاف تكلیف و بر خلاف سیره و دأب و دیدن و برخلاف سیره و مبانی است! و اصلًا در این زمینه افكارشان و سلیقه ایشان در این زمینه دور میزند كه زاهد به آن كسی گفته میشود كه همیشه از آنچه كه مورد توجّه مردم است، آن فرد پایینتر را انتخاب كند؛ و شخص پایینتر و مصداق پایینتر و پستتر را انتخاب كند، و به این زاهد میگویند. و خب نسبت به این مسئله هم گاهی ممكن است شواهدی را ارائه كنند و مصادیق را ارائه كنند؛ و مثلًا فرض كنید كه در سیره ائمه مطلب به این نحوه بوده یا اولیاء گاهگاهی نه حالا گاهگاهی، اغلب در این كیفیت زندگی

