دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
8تحوّلی دوباره دارد پیدا میشود، این قضیه مشاهده میشود و نسبت به همان مسائل سنتّی و كیفیت پوشش، كیفیت تغذیه و همین طور كیفیت مسكن و امثال ذلك متوجّه شدند كه اشتباهاتی رخ داده و باید به همان كیفیت سنتّی مراجعه كرد.
ما نشسته بودیم در آن جا دو قسم سیب بود، هم از سیب قرمز بود و هم از این سیبهای زرد بود، بله وقتی كه ما ظرفی را كه جلوی آقای حداد بود تعارف كردیم ایشان از آن سیب زرد برداشتند و رو كردند به ما و گفتند این سیب زرد لطیفتر از سیب قرمز است! این لطیف است! و ما متوجّه شدیم ایشان سیب زرد را بیشتر دوست دارند تا مثلًا سیب قرمز.
خب این چه را نشان میدهد؟ این نشان میدهد كه الآن این یك انسان است، مثل سایر انسانها دارای سلیقه است، دارای ذوق است، حالا یكی ممكن است قرمز را دوست داشته باشد، این چه اشكالی دارد و این هیچ وقت نیامد بگوید كه نه من میروم آن چیز بدتر را برمیدارم آن كه میل من نیست، آن كه نفس من او را نمیخواهد، آن را برمیدارم، لذا از آن موقع من هر وقت میرفتم بازار ـ سنّم حدود هفده سال بود در همان سفری كه آمدیم ـ چون ما میرفتیم گاهی بیرون چیز میخریدیم سیب سیب زرد میآوردیم، چون آقای حدّاد این را دوست دارند، مرحوم آقا میگفتند از آن نوع سیب بخر.
ما در زمان پدرمان دیدیم ایشان بعضی از این میوهها را بیشتر دوست داشتند نسبت به بقیه، گلها مثلا در گلها كدام شخص عارف را شما دیدهاید از بوی عطر گل محمدی ناراحت بشود و بدش بیاید؟ از شكل و شمایلش بدش بیاید؟ از عطر بدش بیاید؟ كدام عارف و ولی خدا را دیدهاید كه از رایحه و این عطرهایی كه در معرض هست اعراض كند و نسبت به اینها بی توّجه باشد؟ ما آنچه را كه دیدیم و آنچه را كه مشاهده كردیم اگر از نقطه نظر ابراز علاقه ....،

