دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
6مردم استفاده كند باید حتماً به یك كیفیتی باشد، به یك نحوی باشد كه مورد بی رغبتی مردم هست. مورد بیتوجّهی هست. این قسم باید در این دنیا زندگی كرد و این قسم باید در دنیا زیست تا این كه به این واسطه، انسان بتواند آن جنبه اخروی را در خود تقویت كند و نسبت به این مطالب باید بگذرد.
این گونه تصّور یك بخشی از افراد نسبت به این مسئله تصّرف دارند خود بنده هم با این افراد برخورد داشتم. حتّی بودند كسانی كه ارتباط داشتند و این قسم را میپسندیدند و به این قسم توجّه داشتند. البته خب اگر ما بخواهیم در این زمینه نسبت به این مسئله توجّه كنیم، این همه مسائل را دربرمیگیرد یعنی فقط قضیه به أكل و شرب برنمیگردد، سایر مسایل مثل ازدواج هم پس بنابراین انسان باید همین روش را و همین كیفیت را اعمال كند دیگر، حتّی آن مهمتر است! در حالتی كه میبینیم این افراد در آن قسمت یك قدری سلیقه ایشان از ما هم بهتر است و نسبت به رعایت بعضی از مسائل بسیار توجه دارند!، چیزهایی كه حتّی ممكن است خود ما نه به آن توجّه داشته باشیم و نه به فكرمان رسیده باشد. التفات میفرمایید؟ خب به این نحوه و به این كیفیت نمیشود، خب این یك مسئلهای است كه به خلاف در اذهان مقدّس مآبان قرار گرفته و این تقدّس مآبی هم آمده و به عنوان یك فرهنگ و افتخار شده و عرضه این مسئله در میان افراد جا افتاده و خیلی از افراد هم روی این مسئله فكر میكنند مثلًا میگویند فلان شخص مثلًا زندگی سادهای دارد، زندگی فلان شخص خیلی زاهدانه است و این باید این طور باشد و باید الگو باشد باید چه باشد ...
این یك طیف و یك طرف از مسئله است، از طرف دیگر خب ما مشاهده میكنیم كه در میان ائمه یك همچنین مسئلهای نبوده، در میان اولیا یك همچنین قضیهای نبوده، اگر در بعضی از حالات این مطلب و این مشاهده میشود در طرف مقابل هم نوع دیگرش بوده، بنده خودم با آقای حدّاد رضواناللَه علیه میرفتیم بازار، من كوچك بودم و وقتی كه آن شخص فروشنده میخواست خلاصه دستكاری كند، خلاف كند، ایشان اعتراض میكردند كه آقا مثلًا چرا داری دست میبری؟ چرا داری خلاف میكنی؟ یا مثلًا فرض كنید كه یك وقتی نشسته بودیم در منزل مرحوم آقای حدّاد ـ الآن این قضیه یادم آمد ـ دو جور سیب آوردند، آن جا هم سیبهایش سیبهای لبنان بود، خود عراق نمیدانم ظاهراً سیب كم داشت آن موقع، یا چه بود، ولی سیبهای لبنان آن موقع، نه الآن، الآن سیبها فرقی نمیكند همه یك جور شده، مخصوصاً كه با این داروها و دواها و كودهایی كه میدهند اینها اصلًا نه مزهای دارند و نه طعمی و نه عطری، ولی آن موقع واقعاً سیب لبنان اصلًا چیز دیگری بود، یكی از آن را در اتاق میگذاشتی اصلًا بوی بسیار معطّری داشت و خیلی جالب بود متأسفانه امروز با این چیزهایی كه آمده این كودها و این چیزهای شیمایی و اینها دیگر همه چیز از بین رفته، مزه و طعم و .... ولی اخیراً كم كم دارند متوجّه میشوند و دارند رو میآورند به همان كیفیت و سنّت قدیمی و خیلی جالب است كه حتّی در اروپا و غرب نسبت به این مسئله دارد توجّه میشود و میگردند دنبال این كه میوهای پیدا كنند كه در آن از این چیزها مصرف نشده باشد و به قیمتهای چند برابر، اینها در معرض فروش هست، و تمامش این است كه كود شیمیایی ندارد، فلان سمّ به او نخورده و چه و چه و نسبت به این قضیه دارد یك

