وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ
8عدم امکان کوچ از منزل آخرت و فعلیّت به منزل دیگر
و یک خانهای هم هست که دیگر انسان از آن خانه نمیتواند به خانه دیگر کوچ کند؛ [اگر] مورد پسندش نبود میگوید یک خانۀ دیگر میخریم، یک خانۀ دیگر اجاره میکنیم؛ این محل خوب نیست محل دیگر؛ اینجا هوایش گرم است ما به نقطۀ خوش آب و هوا میرویم؛ اینجا همسایههایش خوب نیستند ما در جوار نیکان حرکت میکنیم! نه؛ این خانه، عرض شد خانۀ فعلیّت است، یعنی خانهای است که مُهر شده برای انسان و هیچ قابل تغییر و تبدیل نیست. چون این خانه، نتایج آن نفس است که انسان در حال موت دارد، طبق آن حالی که انسان در گاهِ موت دارد و آن فضائل و کمالات یا نقائص و گناهانی که انجام داده و نفس خود را به فعلیّت درآورده، محل و منزل و مأوایش بر همان اساس، بعد از موت، برای انسان مهیّا میشود. پس آن منزل، دیگر قابل تغییر و تبدیل نیست!
وَ ارحَم فی ذَلِکَ البَیتِ الجَدیدِ غُربَتی؛ «خدایا در این خانۀ جدید بر غربت من ترحّم کن!»
ذات پروردگار، تنها انیس موحّدین در عالم قبر
حَتَّی لا أستَأْنِسَ بِغَیرِک؛ «(یا سیّدی، ای خدای من، ای آقای من) یک قِسم ترحّم کن که من به غیر تو اُنس نداشته باشم!»
خیلی خوب میفرماید! چون ممکن است خدا در آنجا وسائل اُنس انسان را فراهم کند، دعای انسان را مستجاب میکند و وسائل اُنس را هم به غیر خودش در میان قبر و در آن خانۀ جدید فراهم میکند؛ مثل بچّههایی که بهانه میگیرند برایشان یک خورده عروسک و اسباب بازی میریزند و این بچّهها با آنها اُنس پیدا میکنند؛ میگوید: خدایا مرا سرگرم این چیزها نکنی، یک چیزهایی بیاوری من را با آنها مأنوس کنی و قیامت برپا بشود و من تا قیامت تو را دیگر نبینم! من فقط میخواهم مأنوس با تو باشم و بس!
تفسیر توحیدی فقرۀ: «حَتَّی لا أستَأنِسَ بِغَیرِک»

