وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ
2أعوذ باللَه من الشّیطان الرّجیم
بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
و صلّی اللَه علی محمّد و آله الطّاهرین
و لعنة اللَه علی أعدائهم أجمعین
ستّاریّت پروردگار نسبت به گناهان بندگان
و اغفِر لی ما خَفِیَ عَلَی الآدَمیّینَ مِن عَمَلی، و أدِم لی ما بِهِ سَتَرتَنی، و ارحَمنی صَریعًا عَلَی الفِراشِ تُقَلِّبُنی أیدی أحِبَّتی، و تَفَضَّل عَلَیَّ مَمدودًا عَلَی المُغتَسَلِ یُقَلِّبُنی صالِحُ جیرَتی، و تَحَنَّن عَلَیَّ مَحمولًا قَد تَناوَلَ الأقرِباءُ أطرافَ جِنازَتی، و جُد عَلَیَّ مَنقولًا قَد نَزَلتُ بِکَ وَحیدًا فی حُفرَتی، و ارحَم فی ذَلِکَ البَیتِ الجَدیدِ غُربَتی حتَّیٰ لا أستَأنِسَ بِغَیرِک.
«خدایا بیامرز برای من، درگذر، نادیده بگیر، آنچه را که از اعمال من بر آدمیان و افراد انسان مخفی شده، آن کارهای نازیبا و نارسایی که از من سرزده و غیر از من و تو کسی اطّلاعی ندارد، و به رحمتت آنها را مخفی کردی و در تحت حجاب عصمتت آنها را از انظار آدمیان پنهان داشتی؛ از همۀ آنها درگذر!»
وَ أدِم لی ما بِهِ سَتَرتَنی؛ «این ستری که روی اعمال ما انداختی و این حجابی که روی سیّئات ما کشیدی، این را برای من ادامه بده، متوقّف به حدّی مکن و محدود به اندازۀ مشخصی مگردان، این ستر و پوششت را همینطور ادامه بده (کما اینکه در ابتدا پوشش انداختی، بر همین رحمت ابتدائیّت نظر بفرما
و بر همین ممشا ادامه بده تا هنگامی که جمیع اعمال من که در پردۀ خفا مانده، بماند؛ و اگر بنا بشود آنها را فاش کنی که دیگر واویلا میشود)!»
ضعف و نیاز مطلق انسان در لحظۀ مرگ
وَ ارحَمنی صَریعًا عَلَی الفِراشِ تُقَلِّبُنی أیدی أحِبَّتی؛ «بر من رحم کن آن هنگامی که در بستر مرض افتادهام و دستهای اَحبّه و نزدیکان و اَقربا و فرزندان، مرا به این طرف و آن طرف میگردانند؛ در فراش مرگ، در بستر مرگ که من افتادهام، صریعم!»
صریع یعنی: به زمین خورده که دیگر نمیتواند بلند بشود؛ و توانایی و قدرت هم از من رفته بهطوریکه خودم نمیتوانم در رختخواب از این پهلو به آن پهلو بشوم. آنوقت احبّۀ من، نزدیکان من، اقربای من، من را اینطرف و آنطرف میکنند، از این پهلو به آن پهلو میکنند، دستها را زیر بدن من میگذارند و از این حال به حال دیگر و از این کیفیّت به کیفیّت دیگر درمیآورند؛ در آن حال بر من رحم کن! زیرا که در آن حال، من احتیاج به رحمت دارم. قبل از اینکه به آن حال برسم، من بر حول خود و بر قوّت خود تکیه زدم و بر عالَم غرور اعتماد پیدا کردم و تمام این قوا را از خود میدانستم و لذا به رحمت تو در این حال، تمسّک پیدا نکردم.

