
لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه
تبیین ضرورت اطاعت از شریعت و استاد عرفان
لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه
6چرا جاهل باید از عالم اطاعت کند؟
هیچ شکّی نیست که جاهل باید دست خودش را به عالم بدهد. اگر انسان مریض باشد و خودش نسبت به کسالتش طبیب نباشد، باید پیش متخصّص برود. متخصّص چشم، قلب، گوش، یا ریه، هرچه میخواهد باشد، او که میتواند بفهمد کسالت این چیست، دردش چیست و درمانش هم چیست؛ در طبابت کار کرده، و از این أعلم است. بیمار اگر طبق دستورات او باشد، به کمال خودش میرسد؛ حالش کمکم خوب میشود، البتّه باید صبر کند، بیمارستان یک خُرده مرارت و تنهایی دارد. حالا به کسی که در جمعیّت بوده، میگویند: «دو هفته کسی با او نباید صحبت کند، اصلاً غذاهای خوشمزه و بودار نباید بخورد، باید سرُم به دستش باشد، و باید آمپول هم به او بزنند، و بعضی اوقات جرّاحی هم لازم دارد.»
اگر بگوید که: «من بیهوش نمیشوم، و شکمم را پاره نکنید، چاقو با بدن من سروکار ندارد.» خب، میگویند: «این غدّه در شکمت هست و مبارکت باشد.»
پس باید انسان ببیند که چهکار کند، و جرّاحی هم بشود و ... تا سلامت شود. و اگر انسان عاقل باشد این کار را میکند، یعنی باید خودش را صددرصد دست طبیب بسپارد؛ و هرچه دخالت کند اشتباه کرده. خُب من نسبت به این مسأله چیزی نمیدانم. من نه از مادّهاش خبر دارم، نه میفهمم کورتُن چیست، نه از چه مادّهای گرفتهاند، نه دنبالش رفتهام. ما به تمام معنا در این مسأله جاهل هستیم، و میبینم او عالم است، و به ما میگوید: این کار را بکن. چشم؛ و اگر این کار را کردیم بهره بردهایم، و اگر نکردیم بیشکّ خودمان با دست خودمان به هلاکت افتادهایم.
در امور معنوی هم همینطور. حالا نه تنها امور معنوی، در هر چیزی؛ انسان میخواهد خانه بسازد، باید برود پیش مهندس؛ این پِی را چطور بسازیم؟ چقدر باشد؟ از چه مادّهای مصرف کنیم؟ وزن این عمارت مثلاً چقدر است؟ این پایه چقدر است؟ حساب مقاومتِ مصالحش را باید بکند، بعد نقشه به انسان بدهد؛ در این صورت خانه هم صحیح ساخته میشود. حالا اگر انسان از خودش دخالت کند و بگوید: آقا اینجا مثلاً پِی لازم نیست، این زمین محکم است، شفته لازم نیست، سیمان نمیریزیم؛ خانه برمیگردد و خراب میشود. یا مثلاً مهندس میگوید که: باید در این سیمانی که شما مصرف میکنی یک برابر سیمان بریزی و سه برابر شن؛ انسان بگوید: نه، من چهار برابر شن میریزم که صرفهجویی در سیمان بشود. بالأخره آن کسی که در مسألهای وارد است و حسابش هم رسیده و کارش این جهت است و متخصّص در این جهت است، انسان نباید در کار او دخالت کند.
