
لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه
تبیین ضرورت اطاعت از شریعت و استاد عرفان
لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه
5ـ: «آقا کسالتت چیست؟»
میگوید: «من دلدرد دارم؛ شما دلدرد مرا معالجه کنید.»
طبیب او را معاینه میکند، و میگوید: «آقا بیماری شما اصلاً دلدرد نیست! ناراحتی شما قلب است.»
میگوید: «آقا این ناراحتی قلب دیگر چیست؟ دلم درد میکند.»
حرف پزشک این است که: «مرض قلب داری، فوراً برو بیمارستان یک نوار قلب و یک عکس قلب بردارند.» خُب اگر این بخواهد به حرف دکتر گوش نکند، همان اوّل کارش تمام است. باید برود بیمارستان و حرف گوش کند، نوار قلب بردارند و عکس هم بردارند؛ و بعد میبرند در اطاق میگویند که: «کسی با او صحبت نکند»؛ و یک کاغذ هم مینویسند پشت اطاق که: ملاقات ممنو ع است؛ «تا دو روز، یا دو هفته باید در اطاقت باشی؛ و با کسی هم صحبت نکنی؛ و سِرُم هم به دستت باشد؛ و بعضی روزها مثلاً هفتهای یک روز باید فلان آمپول را بزنی؛ فلان روز یا هر روز باید روزی سه قرص بخوری، صبح و ظهر و شب.» اگر واقعاً گوش کند درست است.
نباید بگوید: «من سابقاً یک ساعت هم سخنرانی میکردم، این کار را نمیکنم؛ چرا الآن میگویند: ساکت باش؟! و من که چلوکباب میخوردم، چرا حالا به من غذا نمیدهند و به دست من سِرم میزنند؟! و من که هارتل بلند میکردم، حالا چرا میگویند: از تخت هم پایین نیا؟! و من برای اینکه حالم بهتر خوب بشود، آقای دکتری که گفته هفتهای یک مرتبه آمپول بزن، من هر روز میزنم که زودتر خوب بشوم؛ یا این قرصها برای مزاج من خیلی خوب نیست، گفته روزی سهتا بخور، من روزی دوتا میخورم، یکی صبح و یکی شب.»
خب، این شخص با این دخالتها صددرصد به ضرر خودش کار کرده، خلاف مسیر حرکت کرده؛ چرا؟ چون آن طبیب رفته استعداد خودش را در اینجا مصرف کرده، و در این فنّ متخصّص شده؛ یعنی در این فنّ مجتهد شده و این مریض نسبت به او جاهل است.
