دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)
3شود، و همین طور این قضیه در زمان آقای مرحوم حداد بنده این را مشاهده میكردم ولی خب وضعیت آقای حداد به این كیفیت نبود، گرچه ایشان نسبت به این مطالب تذكر میدادند ولی از آن جایی كه ایشان كم صحبت میكردند طبعا این مجال برای توهم و تخیلات برای افراد بیشتر بود، و مشاهده میشد كه همه افراد یعنی اكثر آنهایی كه خدمت ایشان میرسیدند از همان اول توقع یك امر خارق عاده داشتند نسبت به راهشان نسبت به امور خودشان نسبت به مسائل خودشان تصور ایشان بود همین كه آمدندو دق الباب كردند و وارد این بیت و مكتب شدند دیگر همه كارها بر عهده او است او باید شق القمر كند او باید ردّ شمس كند او باید محول قلوب كند او باید همه افكار را دگرگون كند او باید همه امور را تغییر بدهد همچنین مسائلی بوده و خود بنده هم گاهی در همان زمان كه اعتراض میكردم نسبت به این امور مورد انتقاد قرار میگرفتم كه شما موقعیت استاد را درك نمیكنید شما موقعیت معلم را نمیفهمیشما به آن مسائل اطلاع ندارید در حالتی كه روش و مرام اولیاء خدا این گونه نبوده اگر آنها میخواستند نسبت به تلامذه خود شق القمر كنند خب قبل از آنها اولی بودند كه این كار را انجام بدهند، پیامبر اولی بود بر این كه این مسائل را انجام بدهد، ائمه علیهم السلام البته آنها این كار را انجام نمیدادند امام صادق علیهالسّلام میآمد برای شیعیان، برای شاگردان صحبت میكردند، مجلسی بود، منزل حضرت باز بود، میآمدند و مطالب را حضرت بیان میكردند، همه مطالب فقهی نبوده، مطالب اخلاقی بوده، مطالب روش آنها بوده، مطالب زندگی آنها بوده، درست؟ ولی ما از امام صادق فقط دنبال احكام فقهی میگردیم، دنبال آن مطالب اعتقادی میگردیم، اعتقادی خاص، و نگاهی به آن خصوصیات نداریم، نگاهی به آن دستورالعمل و شیوه آن بزرگواران نداریم كه چگونه روش زندگی و روش سیر و حركت به سوی خدا در قالب عبارات و الفاظ در جاهای مختلف و موارد مختلف را بیان میكردند.

