«عقلانیت و فهم» مهمترین شاخصه و ویژگی مکتب مرحوم علامه طهرانی
3مطالب به گوش همه خواهد رسید مهم این است كه ما به این مسائل پایبند باشیم این مهم است آمدن در این مجالس و بعد به دنبال هوا و تخیلات رفتن چه فایدهای دارد؟ چه نتیجه ای دارد؟ وقتی كه من مشاهده میكنم عدهای میآیند و با این آمدن در حال و هوای خودشان هستند و در تصورات و تخیلات و توهمات از پیش فرض شده و تعیین شده خودشان هستند خب چرا بلند میشوند میآیند؟ برای چی میآیند؟ چرا فضا را برای دیگران تنگ باید بكنند؟ شما كه میدانید كه مقصود ما و منظور ما از این مجالس برگزاری مجالسی مانند آنچه كه در سایر جاها است و به شكل هیئت وار كه معیار و ملاك در آن مجالس كثرت جمعیت و كمیت افراد است، نیست خب برای چه بلند میشوند میآیند؟ برای چه؟ چه لزومی دارد؟ خب انسان میتواند در سایر جاها برود بر اساس سلیقه خود هم مجلسی تشكیل بدهد، بر اساس افكار و اغراض خود محافلی به پا كند و مشكلی هم پیش نمیآید بالاخره هر كسی به دنبال مقصد و مقصودی است درست! و ما در فضایی كه به این نحو مهیا بشود خب بیشتر احساس راحتی میكنیم، بیشتر احساس صمیمیت میكنیم، بیشتر احساس صفا و محبت میكنیم، آن حال و هوایی كه باید در آن حال و هوا این مطالب مطرح بشود حال و هوای انسبی است به نسبت به سایر آن مواردی كه مشاهده میشود.
این مطالب مرا خسته میكرد، بر من فشار وارد میكرد، بر من یك ضیق و یك تعبی را هموار میكرد، خب یك وقتی انسان تكلیف دارد، وظیفه دارد بر این كه یك عملی را انجام بدهد، دستوری دارد بر این كه انجام بدهد خب طبعا یك تبعاتی دارد یك حواشی و جوانبی دارد، خب به آن هم پایبند است، ولی یك وقتی نه انسان خودش برای خودش ایجاد تكلیف میكند، ما برای خودمان ایجاد تكلیف میكنیم آقا وظیفه شرعی ما این است، آقا تكلیف شرعی، نه آقا تكلیف شرعی شما این نیست، وظیفه شرعی شما این نیست، غیر از این انجام بدهید ... طوری میشود یا نمیشود هیچی و این مطالب مرا خسته میكرد مطالبی كه میشنیدم، برخوردهایی كه میدیدم، مطالبی را كه به گوشم میرسید، اینها مسائلی بود كه بالاخره میبایستی یك روزی به پایان برسد و مسیر بر همان روال عادی خود و طبیعی خود برگردد و افرادی كه مایل نیستند به آن چه كه گفته میشود عمل كنند ضرورتی ندارد در این مجالس ما حضور پیدا كنند، بفرمایید شما را به خیر و ما را به سلامت!! هیچ ضرورتی ندارد، مطالب مشخص است، مسائل مشخص است، مبانی مشخص است، آن چه را كه به نظر میرسد ما در آن مدعی عصمت نیستیم، كی میتواند مدعی عدم خطا باشد غیر از وجود مقدس

