تبیین صحیح معنای «زهد و تقوا» و حکمت تشریع مساله ازدواج
3میان مردم بزرگ جلوه كند؟ و مورد تملّق مردم واقع بشود؟ و همین مسئله مورد جذب قرار بگیرد؟ و مردم به سمت او جذب بشوند؟ راه دیگری پیدا نمیكند برای این مسئله، و در این جا است كه از آن قصور اطّلاعات و قصور معرفت و قصور علم و ادراك و متابعت عقلانی مردم، سوء استفاده میشود.
آن شخصی كه به دنبال حقیقت و به دنبال مطلب است به این مسائل نگاه نمیكند چون این مسائل در نقطة مقابل با مسیر او قرار دارد، این مربوط به مردم دنیا و مردم عادی است، مربوط به ارتباطات عادی است، مربوط به تفكّرات عادی است، مربوط به امور عادی است.
در اینجا راه نفوذ در میان افراد به آن زهد غیر واقعی درآمدن است، به زی غیرطبیعی درآمدن است، این گونه انسان میتواند در میان مردم نفوذ پیدا كند و مورد توجه آنها باشد، امّا اگر سطح معرفت مردم بالا رفت و میزان اطّلاعات آنها ترقّی نمود و ملاكهای برای تشخیص در آنها تصحیح شد، آن گاه دیگر این گونه افراد جایی در اجتماع اطراف خودشان ندارند، زیرا اگر بخواهند مثل سایر افراد زندگی كنند خب با توجّه به تهی بودن و خالی بودن بضاع عرضه، مَحَلّی از اعراب نخواهند داشت و اگر بخواهند خارج از این زی، زندگی كنند طبعاً این افراد دیگر نمیتوانند این ملاكات را به اطرافیان خود عرضه كنند، لذا به طور كلّی جامعه این گونه امور را حذف خواهد كرد و طرد خواهد كرد، چون سطح معرفت جامعه بالا رفته، ملاكات را تشخیص میدهد، متابعت از حق را خوب میفهمد، بین كلام صادق و غیر صادق را خوب تشخیص میدهد، آن میزان معرفتی اشخاص ملاك می شود برای این كه جامعه آنها را بپذیرد یا آنها را نپذیرد، فقط این ملاك است.
لذا ما میبینیم در مسئلة سیر و سلوك، دستوراتی كه داده شده در مورد تغذیه چه بسا به آن معنای واقعی و حقیقی خودش در آن معنا قرار نگرفته و برداشتی كه شده آن برداشت، برداشت غیر صحیحی هست، مثل تصور همگان یا اغلب در مسائلی نظیر مسائل سیر و سلوك نسبت به پوشاك، نسبت به تغذیه، نسبت به البسه، نسبت به مسكن، نسبت به ارتباطات اجتماعی، ...

