در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه عارف به نظام هستی و مظاهر آن

14554
نسخه عربی

دیدگاه عارف به نظام هستی و مظاهر آن

9
  • کارهای تو ای پروردگار همه‌اش معروف است، یعنی همه‌اش جنبۀ ملاطفت و احسان و مودّت و فیض و رحمت و ریزش است! لذا مدام نگاه می‌کنم به این معروف، و هرچه نگاه می‌کنم بیشتر اشباع می‌شوم، بیشتر اشباع می‌شوم، و اصلاً نمی‌توانم چشمم را بردارم؛ این‌قدر مرا می‌گیرد!

  • نظاره کردن به جمال خدا در هنگام نگاه نمودن حضرت سجّاد علیه السّلام به ماه تا اذان صبح

  • حضرت سجّاد علیه السّلام بعد از نیمۀ شب آمدند وضو بگیرند برای نماز شب، چشمشان افتاد به ماه که ماه در آسمان بود، همین‌طور نگاه کردند، کردند، کردند تا اذان صبح! اصلاً نتوانستند چشم را از این ماه بردارند؛ این چه‌قِسم نگاهی بود؟! این جمال خداست که در این ماه تابیده و این‌طور نورانی شده و شب چهارده شده و آسمان را روشن کرده و زمین را روشن کرده و سِیْری دارد و مقصدی دارد و مبدئی دارد و منتهایی دارد، و هرچه نگاه می‌کردند لابد یک بشاشت، یک لذّت، یک حال خوشی به آن حضرت دست می‌داد که آن حال، آن حضرت را گرفت تا هنگامی که اذان را گفتند.

  • «إلیٰ مَعروفِکَ أُدیمُ نَظَری»؛ معنایش این است که وقتی من نظر می‌اندازم به معروف تو، به کارهای تو، به احسان تو، به آن ملاطفت‌هایی که با من کردی، به آن ضررها، مرگ‌ها و گرفتاری‌هایی را که از من در مدّت عمر برداشتی، به خطرات که از من دور کردی، به احسان‌هایی که عنایت کردی! به یک یک از آنها که نظر می‌اندازیم، این نظرْ این‌قدر می‌ماند، می‌ماند، می‌ماند که دیگر برداشته نمی‌شود! یعنی این‌قدر این لطف تو جالب و جاذب است که هر کدام از آنها به انسان اجازه نمی‌دهد که انسان توجّه خود را از او معطوف به غیر او بدارد؛ این‌قدر جالب است!

  • و لا تُحرِقنی بالنّار، وَ أنتَ موضِعُ اَمَلی.1

  • «ای خدا، بنابراین مرا به آتش نسوزان! تو پایگاه آرزوی من هستی (موضع: یعنی محور، قطب، ستون، پایگاه)، چگونه مرا به آتش می‌سوزانی؟!»

    1. مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٥٩٣: «فَلا تُحرِقنی بالنّار و أنت مَوضِعُ أمَلی.»