در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه عارف به نظام هستی و مظاهر آن

14554
نسخه عربی

دیدگاه عارف به نظام هستی و مظاهر آن

3
  • پس وَ لَکَ الحُجَّةُ عَلَیَّ فی جَمیعِ ذلک و لا حُجَةَ لی فی ما جَریٰ علیَّ فیه قَضائُک.1

  • «حجّت مال توست، نه مال من! این اموری که بر من مقدّر شده روی یک سلسله اسبابی بوده که به ارادۀ توست، پس اقامۀ برهان و حجّت بر آن اساس که روی مصلحت و حکمت مقدّر فرمودی با توست، من نمی‌توانم اقامۀ حجّت کنم خلاف حجّتی که تو اقامه می‌کنی؛ اقامۀ حجّتی که من می‌کنم، غلط است!»

  • و لذا این اقامۀ حجّت تا آن حدّی است که واقع بر انسان منکشف نشده و حجّت اقوائی نیامده است؛ اگر حجّت قوی‌تری آمد و حجّت انسان را باطل کرد، دیگر انسان ساکت می‌شود و حجّتش انقطاع پیدا می‌کند.

  • هر کس در منازعات و مخاصمات اقامۀ حجّت می‌کند، برهان می‌آورد بر لَه خودش تا هنگامی که حجّت قوی‌تر نیاید و آن را باطل نکند؛ وقتی که حجّت قوی‌تر آمد، این دیگر خواهی نخواهی سکوت اختیار می‌کند و زبانش [قادر به] دفاع از حریم خودش نیست. یعنی تا هنگامی که تابش نور بر قلب نشود، انسان روی خیالات خودش برای اعمال خودش صحّه می‌گذارد و پیش خود آنها را خوب می‌داند، و نفس خود انسان برای آنها یک صغریٰ و کبرای ضمنی و اجمالی با سرعتی هرچه تمام‌تر اقامه می‌کند، و لذا کارهایی را که انجام می‌دهد اتّکا به همان سرعت صغریٰ و کبریٰ و نتیجه‌ای دارد که نفس او مِن حیثُ لا یَشعُر، ناخودآگاه این صغریٰ و کبریٰ را می‌چیند و نتیجه را می‌گیرد و اراده می‌کند؛ و انسان را هم به فعل سوق می‌دهد تا هنگامی که حجّت أقویٰ اقامه بشود یا نوری از طرف باطن بیاید و تمام این حججی را که خود انسان اقامه کرده، بسوزاند و آن حجج تاریک را از بین ببرد. خلاصه اگر یک حجّت قوی‌تری که بیاید، حجّت انسان از بین می‌رود.

  • و مسلّم انسان در این مسیر باید عرضۀ به خدا داشته باشد دیگر، مُهمَل خلق نشده، ﴿أَيَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَن يُتۡرَكَ سُدًى﴾؛2 «آیا انسان گمان می‌کند که مهمل آفریده شده و رها شده است؟!» این غلط است!

    1. مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٨٤٦، فرازی از دعای کمیل.
    2. سوره قیامة (٧٥) آیه ٣٦.