دیدگاه عارف به نظام هستی و مظاهر آن
2أعوذ باللَه مِن الشّیطان الرّجیم
بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
و صلّی اللَه عَلیٰ محمّدٍ و آلِهِ الطّاهرین
و لَعنةُ اللَه علیٰ أعدائهم أجمَعین
بیان وحدانیّت وعظمت پروردگار در کلام امام سجّاد علیه السّلام
فالأمرُ لَکَ وحدَک لاشَریکَ لک، و الخَلقُ کُلُّهُم عِیالُک و فی قَبضَتِک، و کلُّ شَیءٍ خاضعٌ لک تَبارَکتَ یا ربَّ العالَمین.
«امر اختصاص به تو دارد ای پروردگاری که یگانه هستی و در امر و خلق و سایر صفاتِ فعل و صفاتِ ذاتْ وحدانیّت داری و شریکی از برای تو نیست، نه در ذاتت نه در اسمت و نه در صفتت و نه در فعلت؛ ذاتت و اسمت و صفتت و فعلت واحد است.»
و الخَلقُ کُلُّهُم عیالک؛ «تمام مخلوقات، یعنی ما سویٰ و آنچه غیر از تو است که خلق است، و تو نسبت به تمام آنها علّیّت داری و خالق آنها هستی، همه جیره خوار تو هستند و عیال تو هستند و بارشان به عهدۀ توست».
و فی قَبضَتِک؛ «در ید قدرت تو هستند، در کنف سطوت و عظمت تو هستند.»
و کلُّ شَیءٍ خاضعٌ لَک؛ «و تمام موجودات برای تو به حال خضوع و به حال ذلّت و فقر درآمده است، چون تو عزیزی و قیّوم بر آنها».
(بنابراین بالملازمه آنها نسبت به تو مقام انعطاف و انفعال و خضوع دارند.)
تَبارَکتَ؛ «خیلی بلند مرتبه هستی، جلیلالقدر و عظیمالمنزله هستی،
رفیعالدرجه و مبارک هستی، پربرکت هستی!»
یا ربّ العالمین؛ «ای خدایی که پروردگار و آفریدگار تمام جهانیان هستی!»
دلیل و برهان با خداست، نه با ما!
إلهٰی ارْحَمنی إذَا انْقَطَعَت حُجَّتی وَ کَلَّ عن جوابِکَ لِسانی و طاشَ عندَ سُؤالِکَ إیّایَ لُبّی، فیا عظیمَ رَجائی لا تُخَیِّبنی إذَا اشْتَدَّت فاقَتی، و لا تَرُدَّنی لِجَهلی، و لا تَمنَعنی لِقِلَّةِ صَبری؛ أعطِنی لِفَقری وَ ارْحَمنی لِضَعفی.
«ای پروردگار من، ای معبود من، ای خدای من، رحم کن بر من در آن وقتی که حجّتم تمام بشود و دیگر نتوانم دلیل و برهان اقامه کنم...!»
یعنی انسان تا هنگامی که در خود موجودیّتی میبیند، دوست دارد که برای صحّت اعمال خود، اقامۀ برهان و دلیل کند؛ امّا دلیل و برهان با خداست، نه با ما! چون تمام کارهایی که خدا میکند حقّ است، و سرنوشتی که بر انسان مقدّر میکند حقّ است.

