در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان

14483
نسخه عربی

فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان

9
  • می‌گویند حضرت سیّدالشّهدا علیه السّلام در هنگامی که روی زمین افتاده بود، می‌فرمود: 

  • تَرَکتُ الخَلقَ طُرًّا فی هَواکا***و أیتَمتُ العِیالَ لِکَی أراکا
  • «من همۀ مردم را در هوای تو و در عشق تو ترک کردم! [و اهل و عیال خود را تنها و یتیم نمودم تا اینکه تو را بنگرم!]»

  • و لو قَطَّعتَنی فی الحُبّ إربًا***لَما حَنَّ الفُؤادُ إلیٰ سِواکا1
  • «اگر مرا زیر ساطور قطعه قطعه کنی، دل من غیر از سوی تو جای دیگری نمی‌رود.»

  • سیّدی إلَیکَ رَغبَتی؛ «رغبت من به سوی توست.»

  • این را مطمئن باش که رغبت و توجّه و میل من به سوی غیر تو نیست، و رغبتی که به سوی تو دارم با رغبت به غیر تو منضمّ نیست که به سوی هر دو رغبت داشته باشم.

  • و إلَیکَ رَهبَتی؛ «رهبت و ترس من هم از توست.»

  • من از تو می‌ترسم! از چه می‌ترسم؟ از خنجر و شمشیرت که مرا بکشی؟ نه! زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت!2 اینکه سعادت است؛ از جهنّم می‌ترسم؟ نه! از هرچه...، نه نه نه!

  • می‌ترسم از اینکه مرا دور کنی، پیش من نیایی. من از هیچ‌کس ترس ندارم؛ از تو ترس دارم. زیرا که می‌دانم این کار از دست تو برآمده است، و اگر مرا محروم کنی دیگر مسئله تمام است.

  • و إلَیکَ تَأمیلی؛ «آرزوی من در تو منحصر شده است.»

  • و قَد ساقَنی إلَیکَ أمَلی؛ «آرزویی که دارم مرا به سوی تو کشیده است.»

  • من که در به در بیابان‌ها شدم، آرزویی که در تو دارم، مرا به سوی تو کشاند. بابا طاهر می‌فرماید: 

  • غم جانان بیابان‌پرورم کرد***هوای عشق، بی‌بال و پرم کرد3
  • حافظ هم می‌گوید که:

  • صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را***که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را4
  • این همان فرمایش حضرت سجّاد است که به این لسان در آورده‌اند!

  • و قَد ساقَنی إلَیکَ أمَلی؛ «این آرزوی من، مرا به سوی تو کشانده است.»

  • آرزوی من مرا بی‌خواب و خوراک کرده، از اجتماع دور کرده، از مصلحت اندیشی‌ها دور کرده، از گعده‌های شبانۀ ماه رمضان انداخته، از زولبیا و بامیه محروم کرده الحمدلله! و امثال اینها. مردم همه دنبال آرزوها و افکار و خیالات و...؛ امّا ما دیگر آدم‌هایی شده‌ایم سر و پا برهنه و دیوانه. این آرزویی که از تو در ما پیدا شد، ما را به این مرحله کشید.

    1. این ابیات، لسان حال سیّدالشّهدا علیه السّلام است، و گویندۀ آن ابراهیم أدهم است. رجوع شود به الله شناسی، ج ‌١، ص ١٢٤.
    2. دیوان حافظ، غزل ١٧٧:زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت ** کآنکه شد کشتۀ او، نیک‌سرانجام افتاد
    3. دو بیتی‌های بابا طاهر، شماره٣٣:
      غم عشقت بیابان‌پرورم کرد***فراغت مرغ بی‌بال و پرم کرد
      به مو واجی صبوری کن صبوری***صبوری طرفه‌خاکی بر سرم کرد
    4. دیوان حافظ، غزل ٩.