فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان
8دین من چیست؟ تو! دنیای من چیست؟ تو! هرجا تو باشی همه چیز هست؛ هرجا تو نباشی هیچ چیز نیست!
ماذا وَجَدَ مَن فقَدکَ، و ماذا فَقدَ مَن وَجدَکَ؛1 «خدایا آن کسی که تو را گم کرد، چه چیز را پیدا کرده است؟ و آن کسی که تو را یافت، چه چیز را گم کرده است؟ (هیچ!)»
دین من آن چیزی است که تو میخواهی و دنیای من آن چیزی است که تو میخواهی. اگر تو نخواهی آن دین برای من نیست ولو تمام مردم آن را دین بدانند، اگر تو نخواهی من دین نمیشناسم؛ اگر تو نخواهی دنیا برای من نیست ولو اینکه تمام افراد بشر پشتبهپشت همدیگر بدهند و برای آن هم ساعی و کوشا باشند، این به درد من نمیخورد. دین من و دنیای من تو هستی!
مناجات مریدین ـ مناجات هشتم از مناجات خمسةعشر ـ که از حضرت سجّاد علیه السّلام روایت شده است، خیلی خوب همین مفاد را بیان میکند.
رمز و گوشهای از داستان عشق مجنون
میگویند که: از شب تا صبح با مجنون صحبت میکردند ـ مجنون عاشق لیلی بود دیگر ـ و بحث میکردند که حق با علی بود یا با عمر؟ بحث تا صبح طول کشید و بالأخره از او سؤال کردند که: حالا نتیجه چه شد؟ از شب تا صبح چه گفتیم؟ حق با علی بود یا عمر؟ گفت: «حق با لیلی است، حق با لیلی است!»
این خیلی خوب میگوید! خیلی در این رمز است! یعنی من عاشق لیلی هستم و دین من، دنیای من، پیغمبر من، خدای من اوست؛ ببینیم لیلی چه میگوید. حرف من اوست، او چه میگوید؛ چون من منجذب به او شدم، من حق را دارم در وجود او میبینم. این معنی ولایت است! ولایت یعنی سپردن دل بهطوری که تمام اختیار و اراده از انسان سلب بشود؛ و اراده و اختیار محبوب جای او بنشیند.
تَرَکتُ لِلنّاسِ دُنیاهُم و دینَهُمُ *** شُغُلًا بِذِکرِکَ یا دینی و دُنیائی - از فقرات آخر ملحقات دعای عرفۀ حضرت سیّدالشّهدا علیه السّلام.

