لزوم تحصیل محبّت الهی با عمل صالح
7نفس هم همینطور است. انسان تا هنگامی که بدن دارد، میتواند نفس را به کیفیّات مختلف در بیاورد، چون نفس انسان دارای صورت و شکل نیست و شکلی که نفس میگیرد تابع نیّت و عمل انسان است؛ هر عمل صالحی که انسان انجام میدهد شکل نفسش فرق میکند، و هر عمل زشتی که انجام میدهد شکل نفسش فرق میکند؛ واقعاً فرق میکند! همینطور که صورتهای مردم با هم تفاوت دارد، صورتهای نفسی و ملکوتی افراد هم تفاوت دارد، و صورتهای ملکوتی هر فرد نسبت به اعمال مختلفه، متفاوت است. و لذا نفس عیناً مانند مومی که در دست شماست و هر لحظه می توانید او را به شکل خاصّی در بیاورید، آن هم همینطور است.
نفس انسان دارای قابلیّت برای وصول به کمالات الهی است
میگویند: «النَّفسُ هَیولانِیّةٌ؛ نفس هیولانی است.» یعنی: اوّلش قابلیّت محض است.1 هیولانی: یعنی قابلیّت محض. این را شما به هر شکلی که میخواهید درمیآورید. با عمل صالح، با نیّت، با کار خیر، با مجاهدۀ در راه خدا، با از خود گذشتگی و با جهاد اکبر، این نفس تربیت میشود، صیقل میشود و صورت انسانی به خودش میگیرد. انسان اگر این نفس را در مسیر دیگری انداخت، نفس صورت دیگری به خود میگیرد. امّا خود آدم هم نمیفهمد! چون عالم، عالمِ ظاهر است و حقایق، در پشت پردۀ مادّه محجوباند و دیده نمیشوند؛ لذا آنچه در افراد دیده میشود همین شکل و شمایل ظاهری است و در آنجا مطلب بهعکس است، آنجا شکل و شمایل ظاهری از بین میرود و شکل و شمایل واقعی پیش میآید. هر کس در دنیا نفسی را که قابلیّتهای مختلفی داشت، به هر قابلیّتی مهر کرد، مهر میشود.
از محالات عقلی بودن برگشت فعلیّت به قابلیّت
بعد از فعلیّت، دیگر قابلیّت غلط است؛ چیزی که فعلیّت پیدا کرد دیگر نمیشود به مرحلۀ قابلیّت برگردد. تخم سیب قابلیّتِ درخت سیب شدن را دارد، انسان آن را میکارد و دائماً رسیدگی میکند، تا این درخت سیب میشود. وقتی سیب شد، فعلیّت شد. امّا دیگر سیب نمیتواند حرکت کند و همینطور بیاید تا برسد به تخم سیب، و آن راهی را که رفته است برگردد، این محال است؛ برگشت از فعلیّت به قابلیّت محال است.
- الله شناسی، ج ١، ص ٩٣:
«خداوند ما را در أحسَنِ تَقویم* (نیکوترین قوام) خلق فرموده است، و از جمیع اسماء حُسنیٰ و صفات عُلیای خود به ودیعت نهاده است. و نفس ما را هیولانی (یعنی قابلیّت صِرفه برای هر گونه فعلیّتِ متصوّره در طریق رشد و کمال و تخلّق به أسماء و صفات خود) قرار داده است. و از جهت استعداد و امکان ترقّی و تکامل و صعود از مدارج و معارجِ یقین و وصول به عرفان و توحید و فناء در ذات اقدس و بقاء در صفات مقدّسش، نامتناهی آفریده است. یعنی همانطور که در ذات و اسماء و صفات و افعال، خودش نامتناهی است ذاتاً و وجوداً و فعلیّةً، ما را نامتناهی قرار داده است قابلیّةً و ایجاداً و استعداداً.
بنابراین، از جهت امکان و استعداد، ترقّی به اوج درجات صفات و اسماء حضرتش برای ما مقدور میباشد، و امکان تخلّق به جمیع آنها موجود است؛ امّا از جهت فعلیّت و تحقّق آن قابلیّت و تمرکز آن مدار حیات و صفات و افعال، منوط به حرکت و جهاد با نفس و طیّ راه و سبیل إلی الله میباشد.»
* اقتباس از سوره تین (٩٥) آیه ٤: ﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾. (محقّق)
امام شناسی، ج ٥، ص ٨٣: «بهتحقیق که ما انسان را در نیکوترین قوامی آفریدیم.»
- الله شناسی، ج ١، ص ٩٣:

