لزوم تحصیل محبّت الهی با عمل صالح
6در عالم برزخ، استعداد نیست و معقول هم نیست که استعداد باشد؛ چون برزخ عالم تجرّد و عالم خیال است ـ خیال، نه تصوّرات موهومی ـ یعنی عالم متخیّله و عالم صورت، که از او به مثال و خیال تعبیر میکنیم و تجرّد دارد، مجرّد است و مادّی نیست،1 و عالمی که تجرّد داشته باشد، فعلیّت محض است. انسان هر کاری کرده است، آنجا نتیجهاش هست؛ «الیَومَ عَمَلٌ و لا حِسابٌ، و غَدًا حِسابٌ و لا عَمَلٌ!»2 معنایش این است. یعنی: ”امروز انسان باید عمل کند و حسابی نیست، و آن هنگامی از انسان حساب میکشند که پرونده بسته بشود.“
در اینجا هیچوقت پرونده بسته نمیشود، و هیچکس نمیتواند مطمئن باشد که بهشتی است و هیچکس نمیتواند مطمئن باشد که جهنّمی است؛ چون ممکن است که انسانِ جهنّمی بهواسطۀ یک عمل صالح، بهشتی بشود و یا انسانِ بهشتی، جهنّمی بشود! ممکن است با یک لفظ، آدم کافر، مسلمان بشود؛ و با یک رَدِّه و انکار، آدم مؤمن، کافر بشود! اینها به خاطر همین تغییر و تبدّل است. مثل قطعۀ طلایی که به دست زرگر میدهند و میگویند: آقا این را شما به هر صورتی که میتوانید در بیاورید، تا روز فلان؛ ما در روز فلان، این طلا را از شما میگیریم، حالا دیگر به هر صورت و هر کیفیّتی که باشد خودت میدانی. حالا یا او آن را روز اوّل شکل انگشتر میکند، فردا خرابش میکند و شکل سینهبند میکند، پسفردا شکل گوشواره میکند، یک روز دیگر شکل شمش میکند؛ یا از اوّل مشغول صیاغت این میشود و هر روز یک جایش را درست میکند و همین طور در تمام مدّت یک ماه روی این کار میکند، و وقتی خواستند از او بگیرند، میگویند: دیگر تمام شد! میگوید: یک دقیقۀ دیگر به من مهلت بدهید تا یک صیقلش بدهم، میگویند: تمام شد و بسته شد، و هر کاری کردی تا به حال بود.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسی، ج ٢، ص ١٥٩ ـ ١٧٨.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ٨٩؛ حلیة الأولیاء، ج ١، ص ٧٦. معاد شناسی، ج ٦، ص ٢٨١:
«امروز روز عمل و کردار است نه روز حساب و مؤاخذه؛ و فردا روز حساب و مؤاخذه است نه روز کردار و عمل.»

