لزوم تحصیل محبّت الهی با عمل صالح
3کیست که حالش بدتر از من باشد اگر در همین حالی که دارم، به سوی قبرم نقل بشوم؟! آن قبری که:
لَم أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتی؛ «برای اینکه من در این قبر بخوابم، آن قبر را هیچ آماده نکردهام!»
و لَم أفرُشْهُ بِالعَمَلِ الصّالِحِ لِضَجْعَتی؛ «برای اینکه من در اینجا بیارامم و استراحت کنم، آن قبر را با هیچ عمل صالحی فرش نکردهام!»
آماده کردن قبر، با عمل صالح و حسنات
انسان که در جایی میخواهد بخوابد، آنجا را برای خودش مهیّا میکند؛ اگر در بیابان است، خارها را از زمین میکند و سنگریزهها را بر میدارد، جای مرطوبی نباشد، گِل نباشد، محلّ عقرب و مار نباشد، زمین را تخلیه میکند، بعد فرش را پهن میکند و بعد میخوابد. حالا که من میخواهم بروم در این قبر بخوابم و این قبر را هیچ آماده نکردهام، چه قِسم بروم اینجا بخوابم؟! چون آماده کردن این قبر، به عمل صالح است، نه به فرش و بوریای خارجی؛ میخواهد بوریا باشد، میخواهد نباشد! این کفنی هم که بر انسانها میکنند از نقطۀ نظر احترام به بدن است، و الاّ انسان را هم عریان در میان قبر بگذارند یا بدن انسان را در دریا بیندازند، فرق ندارد؛ آن خوابگاه واقعی که انسان در عالم برزخ دارد، این قبر نیست. این قبر را شما آیینهکاری کن، هیچ فایده ندارد. چون این محلّ بدن است و بدن هم دارد میپوسد و استخوانها از همدیگر جدا میشود و خاکستر میشود و میریزد؛ این مال بدن است. آن عالم مثالی که انسان در پیش دارد که عالم صورت است و عذاب قبر و ثواب قبر، و همان عالم برزخ و عالم صورت است، آن را انسان باید فرش کند. فرشش عمل صالح است، که اگر انسان عمل صالح انجام بدهد، آنجا خوب فرش میشود؛ فرشهای زیبایی هم دارد. بدن انسان در آنجا بدن برزخی است و آرامشش خوب است.1
حالا اگر مرا به سوی قبرم حمل کنند درحالتیکه من هیچ عمل صالحی انجام نداده باشم، آنوقت برای اینکه من در میان قبر آرامشی داشته باشم، چطور گریه نکنم؟! خدا باید مرا کمک کند بر گریه کردن بر نفسی که اینقدر وبال و خسرانْ دامنگیرش شده است که تمام عمرش به آمال و تسویف گذشته است و حالا که میخواهد حرکت کند، هیچ آمادگیای برای خوابگاه خودش درست نکرده است.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسی، ج ٣، ص ٢٤.

