
تبیین مسئلۀ ارتداد و شرایط تحقق آن و کیفیت تعامل مسلمانان با سایر مذاهب
تبیین مسئلۀ ارتداد و شرایط تحقق آن و کیفیت تعامل مسلمانان با سایر مذاهب
5گاهگاهی وقتی وارد منزل میشدم احساس میكرد عیالم در فكر است، گاهی به مسئلهای فكر میكند. از او سؤال میكردم چیزی نمیگفت.
میگفت یك روز از بیمارستان كه برگشتم منزل، در منزل را كه باز كردم، آمدم دیدم نیست. سابقه نداشت و بچهها مدرسه بودند یا آنها را جای دیگر گذاشته بود. ولی مادر نبود. ایشان این واقعه را هم كه شرح میداد خیلی با یك حالت تأثر خاصی این قضیه را توضیح میداد میگفت همینكه كمد اتاق را باز كردم یك مرتبه دیدم ایشان لباسهایش نیست و آن اسبابها و ساكش و این چیزها. خیلی یك مرتبه حالتی برای من دست داد كه اصلًا بیاختیار روی زمین نشستم، خیلی متأثر شده بود. بعد پیگیری كرده بود و متوجه شده بود كه این شخص، عیالش رفته و بهطوركلی زندگی را ترك كرده و رفته پیش پدر و مادر و تماس میگیرد و او با حالت خیلی ناراحتی و گریه و اینها میگوید من دیگر نمیتوانم با شما زندگی كنم و من در عذاب وجدان قرار گرفتهام و برگشتهام دوباره مسیحی شدم. زیرا پدر و مادر آنچنان او را در تحت فشار قرار داده بودند به واسطه تدین به اسلام كه این دیگر خارج از تحمل و قدرتش مطلب به جایی رسید كه وقتی احساس كرد آنها به او میگویند كه اگر تو برنگردی به مسیحیت، ما تو را عاقت میكنیم و تو از فرزندی خود اخراج میكنیم و دیگر تو فرزند ... و این به همان لحاظ محبت و تعلق رحمیت كه نسبت به پدر و مادر دارد دیگر نتوانست این مطلب را تحمل كند و برگشت.
حالا این آمده بود و در آن موقع البته آن موقع بنده خدا با مرحوم آقا ارتباط نداشت سؤال كرد. گفتند: نخیر این مرتد است و دیگر شما باید از او جدا بشوید و خواهی نخواهی و هیچ فایدهای هم ندارد و شما دیگر نمیتوانید به او برگردی و مراجعه كنی. این شخص هم آمده بود در اینجا و بالاخره ازدواج كرد.
