
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
5شخص میكردند. از نظر زهد و از نظر صلاح و از نظر آراسته بودن به خصوصیات و صفات به او مثال میزدند. اگر به تهجد، كسی كه نماز شب او باید دارای این خصوصیات باشد، میگفتند كه به فلانی نگاه كنید. وقتیكه راجع به زهد و اعراض از دنیا میخواستند یك شخص معروفی را از بین سایر افراد اشاره كنند میگفتند به شیخ علی نگاه كنید. اگر برای یك شخصی راجع به حدت و ذكا و استعداد و هوش میخواستند ضربالمثل بیاورند میگفتند به فلانی توجه كنید.
البته جریانش مفصل است نمیدانم این را خدمت رفقا گفتهام یا نه، حالا بالاجمال میگویم خلاصه بعد از اینكه یك جریانی اتفاق افتاد و آن قضایای استعمار انگلیس و جنگی كه عراق با انگلیس كرد و علما در این جنگ شركت كردند و بعد اینها را گرفتند و به جاهای مختلف تبعید كردند، آن شخص میگفت یكی از دوستان ما كه جزو همین افراد بود و رفته بود در یكی از همین ممالك بعیده ظاهراً هند بوده گفت یك روز نشسته بودیم در بیابان، در همان معسكر در همان جایی كه ما را نگه داشته بودند، دیدیم یك نفر آمد و شروع كرد با ما صحبت كردن، حرف زد دیدیم، ا! مثل اینكه از مطالب اطلاع دارد، از علم بهره دارد، از مطالب، از فقه، از این طرف، از آن طرف شروع كرد به حرف زدن، دیدیم، نه! حسابی وارد میدان شده و دارد حسابی با ما بحث میكند! یكدفعه من از صدایش فهمیدم گفتم فلانی تو آن شیخ علی نیستی؟ گفت بله! حالا چه بود؟ آن موقع ریش داشت حالا ریشش را تراشیده بود، آن موقع عمامه داشته حالا به جای عمامه از این كلاههای دیگر سرش گذاشته بود، آن موقع عصا دست داشت، حالا به جای عصا تأدیبیه و چیز دیگر گرفته بود با او آمده بود. همان است، همان آقای كذایی. بعد از یك مدت معلوم شد كه ایشان جاسوس انگلیس از آب در آمده! التفات میفرمایید!
