
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
7طاغوت چه مبارزهها كردند و به شهادت رسیدند تا اینكه پرچم اسلام را در این سرزمین برافرازند، چه كسانی آمدهاند و بر سر این سفره نشستهاند و بر سر این مردم چه آوردهاند! اینكه دیگر برای همه ما ...
آن افرادی كه به ظاهر خود را منتسب كردند با مرام این ملت و با زعمای این ملت و چه خیانتها كه ما از آنها دیدیم و چه بلایا بر سر ما آمد، همانطوری كه مرحوم آقا فرمودند كه دیگر جبران نخواهد شد. در آن قضایایی كه خدمتتان عرض كردم وقتیكه اسم كسی از آن افراد كه الان هم ظاهراً زنده است یا نه وقتیكه با ایشان از مسجد برمیگشتیم، به آن روزنامه اشاره كردند با آن عصا گفتند: این كیست؟ این كیست؟ گفتم كه این یك فردی است به یك همچنین اسمی و اخیراً اسمش درآمده و ما هم خبر و اطلاع نداشتیم و بعد رئیسجمهور شد بعد یك نگاهی كردند و فرمودند: بلایی بر سر این مردم از این مرد بیاید كه دیگر جبران نخواهد شد! هان! چه كسی اینها را میدانست؟! چه كسی اینها را خبر داشت؟! چه كسی این حرفها را میزد؟!
آن شخص فاسدی كه سالیان سال در حوزه نجف در میان افراد معروف بود چه كسی فهمید او سری بر آستان دارد و از جای دیگر اشراب میشود؟! چه كسی این مطالب را میدانست؟ علوم ما همه علومی است كه از راه ظاهر برای ما بدست میآید. وقتی یك ظاهر آراسته باشد از كجا میفهمید كه در باطن چه خبر است؟ از كجا میفهمید؟ از كجا انسان میفهمد؟ وقتی ظاهر ظاهر غلط اندازی باشد از كجا انسان متوجه میشود؟ آیا با خواندن كتاب ما میتوانیم به باطن پی ببریم؟ ابدا. اگر قرار بود پی برده بشود از همان روز اول همه دیگر كوس رسواییشان را بر بام افلاك مینواختند، نه اینكه دیگر سالیان سال بگذرد و وقتی همه كارها انجام بشود و همه فتنهها بروز كند و دیگر كار از كار بگذرد آن وقت تازه انسان بفهمد چه كلاهی بر سرش رفته است. اگر قرار بود با این سخنرانیها، با این مطالب، با این كتب، این كتب روایی، این كتب فقهی، این كتب تاریخی، با كتاب كسی ... بله اینها كمك میكند، كمك میكند به فكر انسان، انسان حواسش را جمع كند.
