کیفیت سلوک عقلانی
1أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و لعنة اللَه على أعدائهم أجمعين
«عنوان بصری» به امام صادق علیه السّلام عرض میكند: یا أَبَا عَبدِ اللَه! أَوْصِنِی! قَالَ: أُوصِیك بِتِسعَةِ أَشیآءَ، فَإنَّهَا وَصِیتِی لِمُرِیدِی الطَّرِیقِ إلَی اللَه تَعَالَی، وَ اللَه أَسأَلُ أَن یوَفِّقَك لِاستِعمَالِهِ؛ توصیهای به من بكنید و یك برنامه عملی و توصیههایی برای متحقّق كردن همان مطالب و دستوراتی كه قبلًا شما به ما فرمودید. حضرت میفرمایند كه به نُه مطلب من تو را تذكر میدهم و وصیت میكنم و این وصیت من است برای كسانی كه میخواهند راه خدا را بروند.
اولًا از كلام حضرت استفاده میشود كه راه خدا را رفتن با مسیر عادی و یك اسلام ظاهری تفاوت دارد. همه ادّعای اسلام میكنند، همه مسلمانند و همه مدّعی عمل به تكالیف هستند. ولی امام علیه السّلام در اینجا میفرماید: كه این وصیت من، این نُه مطلب برای كسانی است كه میخواهند راه خدا را بروند لمریدی طریق إلی اللَه تعالی كسانی كه اراده دارند خواستشان، هدفشان، مقصدشان راه خدا است.
همانطوری كه رفقا طبعاً بارها این حدیث را مطالعه كردند و در نظر دارند، مطالبی كه حضرت در اینجا میفرمایند بسیاری از اینها جنبه وجوبی ندارد؛ حالا كسی هم كه عمل نكرد نكرد. به اسلام ظاهریش صدمهای وارد نمیكند. كم صحبت كردن خیلی جنبه وجوبی ندارد، حالا یه كسی هم مثل موتور وقتی ماشین را روشن كنند شروع كند به حرف زدن تا وقتیكه خاموش كنند. بعضیها هستند انگار حرف نزنند یك چیزشان كم است. وقتی وارد مجلس میشوند حتماً باید حرف بزنند، یكی را میبینند باید حرف بزنند، اگر یك ساعت در یك جا بگذرانند در یك مجلس صحبت نكنند انگار وقتشان تلف شده، از بین رفته!
یادم میآید در همان سنهای كه مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه ایران تشریف آورده بودند. رفقای مرحوم آقا ایشان را برای ناهار یا شام دعوت میكردند. یك شب در طهران منزل یه مؤمنی دعوت داشتیم آن موقع سنم حدود یازده سال بود كوچك بودم آن شخص حالا چه در نظر داشته من كه هیچ توجیهی پیدا نكردم برای این كارش، مثل بقیه كارهای دیگرش! رفته بود یكی از این آقایان كه الان نمیدانم حیات دارد یا نه، باید خیلی معمّر باشد، در آن زمان بواسطه بعضی از مسائل سابق كه با مرحوم آقا فیالجمله ارتباطی داشت آمده بود و آن را دعوت كرده بود، هیچ تناسبی نبود بین او و بین آقای حدّاد، بین او و بین این مجلس. آن هم یك آدم حرّافی بود كه وقتی مینشست همین موتورش روشن میشد و شروع میكرد به حرف زدن از این طرف و آنطرف. حالا همه نشستهاند اتفاقاً بنده هم كنار مرحوم آقا بودم مجلس به سكوت اصلًا مقتضای مجلس در خدمت یك همچنین بزرگ، فقط سكوت و تجمّع خاطر و تمركز ذهن و اینها باید باشد. آنچه را در

