در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا

14430
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا

5
  •  بله، ما در همان سنوات ما یك نامه دستگیری برای ایشان نوشتیم و یك همچنین مطالبی را نوشتیم و چقدر ایشان عنایت فرمودند و لطف كردند و چه كردند. حالا من به ایشان نگفتم این نامه‌ات را، آقای حدّاد دادند به پدر ما و این نامه را خواند. آخرش گفتند سر تا پاش یك غاز هم قیمت ندارد! مجاز نوشته، ساكت بودیم و می‌خندیدیم و تبسّم می‌كردیم، مثل خیلی اوقات دیگر.

  •  حالا در آن نامه چی نوشته بود؟ دستگیری كنید، فلان كنید، چكار كنید، اینها می‌دانند. آنها نیازی به نوشتن ندارند. حالا آن نامه را اگر به یك عالمی نشان بدهید می‌بینید این دارد سرش را می‌زند، سرش را هم می‌بُرد، خودش را هم جلوی تو قربانی می‌كند. ولی خیلی فرق است. لذا می‌گویند كه باید به دنبال هر كسی نرفت. همین نامه‌ها بود كه چه مسائلی را بوجود آورد در اسلام، همین نامه‌ها بود كه چه اختلاف‌هایی را در اسلام بوجود آورد، همین دروغ‌ها بود. بنده خدا تقصیری هم ندارد، نمی‌داند می‌گوید فدایت بشوم قربانت بگردم هر چه بفرمایید، امر حضرت عالی مطاع است. این بادمجان دورقابچین‌های سلاطین را دیدید؟ پادشاه‌ها و چه حرف‌ها، چه مسائل، چه چیزها. حالا دو زار هم برایش ارزش قائل نیستند.

  •  ولی ولی خدا تا نگاه به بسم اللَه‌اش می‌كند می‌فهمد كلك است نه اینكه بخواند. بسم اللَه كه از روی حقیقت نوشته شده یك تَلألؤ دارد، آن بسم اللَه كه با حُقه‌بازی نوشته شده است یك ظلمت دارد. هر دو بسم اللَه، هر دو را هم نمی‌شود دست زد، عجیب اینجاست. آن بسم اللَه كه از روی حقیقت است یك نور دارد، آن شخصی كه با این نور سنخیت دارد می‌فهمد. اگر به من نشان بدهند نه، بسم اللَه آن، ممكن است قشنگ‌تر هم باشد خطش قشنگ‌تر باشد ولی نور ندارد.

  •  امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌فرماید: این قرآن‌ها را با تیر بزنید چون این قرآن‌ها دیگر نور ندارند. همین قرآنی كه اگر شما ببینید یك كاغذش افتاده روی زمین واجب است كه بردارید و ببوسید و سر جایش بگذارید یا در نهر آب بیندازید. همین قرآن وقتی در مقابل علی قرار می‌گیرد باید با تیر زد و سوراخ سوراخش كرد و نابودش كرد؛ چون این قرآن، قرآنِ باطل است. این دیگر فقط شده جوهر، شده مركب، فقط شده چاپ، فقط شده كاغذ، فقط شده پوست چرم و اینها، دیگر قرآن نیست. آن قرآنی نور دارد كه از دهان امیرالمؤمنین علیه‌السّلام دربیاید، آن قرآنی نور دارد كه از دهان امام حسن علیه السّلام دربیاید، آن قرآنی نور دارد كه از دهان امام حسین علیه السّلام دربیاید و الّا در روز عاشورا آن كسانی كه به جنگ پسر پیغمبر آمدند آنها هم قرآن می‌خواندند، می‌خواندند. ولی آن قرآن، قرآن یزید بود، نه قرآنی كه بر پیغمبر نازل شده بود، آن قرآن بر یزید نازل شده بود، آن قرآن، قرآنی بود كه بر عمر سعد نازل شده بود.