لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا
4یك دفعه یادم هست در كربلا بودیم در همان سفری كه من حدود هفده سالم بود، برگشته بودیم از مكه معظمه و حج، به اتّفاق مرحوم والد و اخوی بزرگتر، در خدمت آقای حدّاد. یكی از دوستان و ارادتمندان آقای حدّاد نامهای برای ایشان میفرستد و طلب دستگیری میكند. ایشان هم نامه را همانطور كه دربسته بود گذاشته بودند آن بالا. ما به نجف مشرف شده بودیم و سه چهار روز هم در نجف بودیم. وقتیكه به كربلا مراجعت كردیم مرحوم آقای حدّاد به مرحوم والد فرمودند یك نامهای فلان كس فرستاده این نامه را شما باز كنید بخوانید ببینید چیست. ایشان نامه را باز كردند و خواندند، تعبیر ایشان این بود: مجاز است، مجاز است آقا. حالا آن نامه نامهای بود وقتیكه من بعد از فوت مرحوم والد كه در یك جلسهای با آن شخص برخورد كردم آن شخص همان نویسنده نامه كه الان هم در قید حیات است و از بستگان است، اطلاع نداشت كه من خبر دارم از محتوای این نامه البته ما هم خبر نداشتیم فقط همین عبارت مرحوم آقا را شنیدیم كه گفتند كه مجاز گفته آقا، مجاز ایشان داشت از این نامهای كه برای مرحوم آقای حدّاد فرستاده بود توضیح میداد كه

