در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا

14430
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا

3
  •  یكی مرحوم آسید احمد كربلایی بود. من از این حُریت آسید احمد خیلی خوشم می‌آید، آن‌قدر آدم حُری بود، آزاد بود. در صحبت‌هایش هم این قضیه كاملًا به چشم می‌خورد، به نظر می‌آمد. مرحوم آخوند ملاحسین‌قلی استادش بود بسیار اهل رعایت. ولی مرحوم آقا سید احمد یك مقداری حُرّ بود، در صحبت كردن، در پاسخ دادن، در جواب دادن، بعضی وقت‌ها هم باید این‌جور بود، گاهی اوقات البته. خیلی با تعارف انسان مطلب را بگذراند مثل این است كه طرف نمی‌فهمد. خوب حالی‌اش نمی‌شود. یك كسی از ارادتمندان ایشان كه خود او هم از علماء بود و در یكی از شهرستان‌ها، برای ایشان یك نامه‌ای می‌نوشته و طلب دستور و برنامه سلوكی می‌كرده و ایشان توضیحاتی می‌دادند، ظاهراً دو سه‌تا نامه هم نوشته‌اند.

  •  مرحوم آسید احمد نیازی به این حرف‌ها ندارند، آنها از طرز نامه می‌فهمند كه طرف «تو نامه نانوشته خوانی» احتیاجی به خواندن و اینها ندارد. اولیای خدا به قول مرحوم آقا به من می‌فرمودند: بین اولیای خدا و بین شاگرد یك خط مثلث حاكم است، یك گوشه‌ای این خط مثلث استاد و ولی خدا است، در رأس آن خط مثلث خدا قرار دارد و در زاویه دیگر هم آن شاگرد قرار دارد. هر خطوری كه كند از این خط به استاد منتقل خواهد شد و هر كاری آنجام بدهد این زاویه را طی خواهد كرد و به قلب استاد خواهد رسید. لذا آنها احتیاجی به خواندن نامه ندارند. بارها ایشان می‌فرمودند چه كسی می‌خواهد مطلب را از من مخفی كند. به یكی می‌فرمودند تو در ارتباط با خودت برو تصمیم بگیر، و الّا در شرق عالم باشی من در غرب عالم، برای من فرق نمی‌كند، حالا خودت برو ببین كجا باید زندگی كنی، كجا به صلاحت است، كجا می‌توانی دوام بیاوری، كجا برای تو اصلح است. از نظر من فرق نمی‌كند در همسایگی من باشی یا در كره ماه باشی. عبارت ایشان بود در كره ماه باشی یا در بغل ما باشی تفاوتی ندارد. چون ارتباط، ارتباط ملكوت است نه ارتباط مُلك، و ملكوت هم كه مكان برنمی دارد و از حیطه مكان و زمان خارج است.