لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا
7قرآنی است كه انسان را به ولایت دعوت كند نه از ولایت دور كند. پشیزی ارزش ندارد، پشیزی فایده ندارد. آن قرآنی كه انسان را به امیرالمؤمنین علیه السّلام نزدیك كند آن قرآن قرآنی است كه نور دارد، بسم اللَهاش نور دارد، الحمداش نور دارد، سوره بقرهاش نور دارد، تمام اینها نور دارد و این انوار ساطعه از این آیات میآید و قلب را به همان مبدأیی حركت میدهد كه قرآن از آنجا آمده، این میگیرد به آنجا میكشاند.
آن قرآنی كه بر عمر و ابوبكر نازل شده خوانده میشود و افراد وقتیكه این قرآن را میشنوند به ابوبكر و عمر گرایش پیدا میكنند. الان بروید ببینید، قرآن میخوانند ولی قلب چون به سمت ابوبكر و عمر است دل میرود به آن سمت. یك آیه است، خیلی عجیب استها! یك آیه دو كار مختلف را انجام میدهد یكیاش انسان را میبرد به سمت نور، و یكی میبرد به سمت ظلمت، یكی میبرد به سمت ولایت، یكی میبرد به سمت كثرت، یكی میبرد به عالم بهاء و بهجت یكی به عالم ظلمات. یك جمله، یك سوره. اینجاست كه انسان باید وقتیكه قرآن میخواند متوجه این باشد كه خدایا این قرآن را آنطور كه ولیت امام عصر عجل اللَه فرجه كه متولی این قرآن و نازل كننده این معانی از عالم مبدأ و عالم وحدت به عالم كثرت است ما را به همان طریق و به همان سمت حركت بدهد. آنوقت میبینید حركت داد، آنوقت میبینید یك معانی به نظرت رسیده كه قبلًا نرسیده، این قرآنی كه دارید میخوانید یك معانی دیگری میآید، از كجا دارد میآید؟ از قلب امام زمان علیه السّلام میآید. وقتی انسان خود را میسپرد به ولایت، ولایت آنطور كه همین معانی البته برحسب استعدادات و ظروف و مراتب وجودی و سعه وجودی هر كس به همان كیفیت میآید و حركت میدهد و معانی را به ذهن میسپرد. وقتیكه معانی آمد فوری باید بگیریدش، نگذارید برود. این معنا بنظر آمد بروید دنبالش كه حالا راجع به این قضیه هم صحبت خواهم كرد.

