لزوم طلب قوی برای وصول به خدا
5انواع ایمان و عبادت بندگان خدا
فَإنَّ قَومًا آمَنوا بِألسِنَتِهِم لِیَحقِنوا بِهِ دِمائَهُم، فَأدرَکوا ما أمَّلوا؛ و إنّا آمَنّا بِکَ بِألسِنَتِنا و قُلوبِنا لِتَعفُوَ عَنّا، فَأدرِکنا ما أمَّلنا و ثَبِّت رَجائَکَ فی صُدورِنا.
«خدایا بعضی از افراد و اقوام و طوائف, ایمان آوردند برای اینکه از ایمانشان استفاده کنند و از ظواهر اسلام و از مزایایی که شریعت مقدّس اسلام از نقطۀ نظر ایمان ظاهر، به افراد میدهد استفاده کنند.»
کسی که ایمان ظاهری بیاورد، در ظاهرْ مسلمان است و بدنش پاک و خون و مالش محترم است و میتواند با زنان مسلمان نکاح کند و میتواند در مساجد و معابد مسلمانان شرکت کند، و از غنائم جنگی مسلمانها استفاده میکند، و از بیتالمال مسلمین استفاده میکند، اینها مزایای ظاهری اسلام است، ولو اینکه واقعاً این مسلمان نباشد؛ چون اسلام به ظاهر، به شهادتین اکتفا میکند و در مقام پذیرشِ اسلام به باطن کار ندارد. اگر کسی قلباً هم مسلمان نشود و ظاهراً مسلمان بشود، اسلام او را مسلمان میداند و دیگر تفتیش قلب از نقطۀ نظر پذیرشِ اسلام، [لازم] نیست!1
خدایا! جماعتی، قومی، طائفهای با زبانشان ایمان آوردند و فقط اقرار به شهادتین کردند برای اینکه بدین وسیله خونهای خود را نگه دارند و در پناه اسلام جان آنها به سلامت باشد، و منظورشان از اسلام فقط همین جهت بوده است. اینها هم به آمال و آرزوی خود رسیدند؛ اسلام آوردند تا اینکه خونشان محفوظ باشد، و محفوظ ماند؛ اسلام، اسلامشان را امضا کرد و لذا در پناه اسلام خونشان محفوظ و جانشان به سلامت ماند؛ مقصد و هدف آنها از اسلام، مصونیّتِ جانِ آنها در برابر لوای اسلام بود، به این اساس، ایمان آوردند و ایمانشان هم از این نقطۀ نظر پذیرفته شد.2
ایمان واقعی موجب آمرزش گناهان است
امّا خدایا! ما به تو ایمان آوردیم با زبانمان و با دلمان؛ تنها با زبان ایمان نیاوردهایم که فقط تو ما را از ظواهر اسلام بهرهمند کنی؛ از بیتالمال مسلمین به ما بدهی، از غنائم جنگی به ما بدهی، در مجالس و محافل مسلمین بتوانیم شرکت کنیم، ما را بعد از موت در قبرستان مسلمانها دفن کنند و امثال اینها. ما علاوه بر زبان، با دل ایمان آوردیم، آنوقت آن بهرهای که روی ایمان قلبی به ما میدهی، دیگر آن بهرهای نیست که به دیگران بخاطر اسلام ظاهریشان که ایمان واقعی نداشتند، دادی ما ایمان آوردیم به تو با زبانهایمان و با دلهایمان برای اینکه به تو راه پیدا کنیم و تو را بشناسیم، و این ایمان واقعی، ما را به مقام زُلفیٰ و قرب تو برساند. پس بنابراین حتماً باید این ایمان واقعیِ ما به تو موجب کفّارۀ گناهان ما بشود و گناهان باطنی ما آمرزیده بشود؛ چون ما به تو ایمان آوردیم و لازمۀ ایمان، عفو از گناه است، پس ما را به این آرزویمان برسان!3
- شیخ محمّد بن یعقوب کلینی در الکافی، ج ٢، ص ٢٤ با إسناد خویش روایت میکند که:
«قاسم صیرفی دوست و همنشین مفضّل بن عمر گوید: شنیدم امام صادق علیه السّلام میفرمود: ”الإسلامُ یُحقَنُ بهِ الدَّمُ و تُؤدّیٰ بهِ الأمانةُ و تُستَحَلُّ بهِ الفُروجُ، و الثَّوابُ عَلَی الإیمانِ؛ در سایۀ اسلام، خون شخص مسلمان محفوظ میماند و امانت او مستردّ میگردد و ازدواج او با مسلمانان حلال میشود؛ ولی پاداش و ثواب، تنها بر اساس ایمان واقعی است.“» - از کسانی که برای حفظ جان خویش، اسلام آوردند ابوسفیان و فرزندش معاویه بود؛ جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به: مطلع انوار، ج ٨، ص ٣٧٣ و ج ١٠، ص ٥١٠؛ محاجّۀ قیس بن عباده با معاویه در باب اسلام ظاهری آنها و نفاق درونی ایشان در انوار ملکوت، ج ٢، ص ٧٥ آمده است.
- جهت اطّلاع از آمرزش گناهان به واسطۀ توحید آوردن و ایمان به خدا، از منظر قرآن و روایات، رجوع شود به انوار الملکوت, ج ١, ص ١٥٩ ـ ١٦٤.
- شیخ محمّد بن یعقوب کلینی در الکافی، ج ٢، ص ٢٤ با إسناد خویش روایت میکند که:

