لزوم طلب قوی برای وصول به خدا
4به این پیغمبری که دارای این خصوصیّات است، أرجُو الزُّلفةَ لَدَیکَ: «من امید دارم که نزدیک شوم به سوی تو و تقرّبِ نزد تو را پیدا کنم.»
فَلا تُوحِشِ استیناسَ إیمانی؛ «خدایا! این ایمان مرا به غریب نگیر و منکر نگیر، که من ایمان خودم را به درجۀ اُنس آوردهام!»
ایمان من ایمان سطحی و ظاهری نیست، بلکه ایمان باطنی است که موجب استیناس من با تو شده؛ این ایمان، مرا به تو راه داده است. این مطالبی که با تو صحبت میکنم، از روی ادراک من است که بر محور آن ایمانی است که به تو دارم و با من نسبت به ساحت مقدّس تو ایجاد انس کرده است. «فَلا تُوحِش»؛ این را غریب نگیر و ایمان من را به وحشت نینداز، و این مقدار ایمانی که دارم و موجب اُنس شده است را قبول کن و رد نکن! اگر رد کنی آنوقت این ایمانِ من، به وحشت میافتد و خودسر میشود و غریب و تنها میماند؛ این ایمان را غریب نگذار و آن را امضا کن، قبول کن و تقویت کن، و بگذار زیادتر و بهتر بشود!
و لا تَجعَل ثَوابی ثَوابَ مَن عَبَدَ سِواکَ: «ثواب و مزد مرا مانند ثواب و مزد آن کسانی که غیر از تو را عبادت میکنند، قرار نده!»
خداوندا! اجری عطا بفرما که موجب تقویت قدم من در این راه باشد
افرادی که غیر از تو را عبادت میکنند، برای مقصودی عبادت میکنند و مقصودشان بالأخره از امکان و عالم دنیا و اینها که خارج نیست؛ برای راحتی، یا برای وصول به ثروت، یا برای وصول به جاه و اعتبار دیگری را عبادت میکنند و از دیگران اطاعت میکنند و کرنش میکنند و خضوع میکنند و خشوع میکنند و حرف آنها را گوش میکنند. ولی خدایا! ایمان من به تو اینطور نیست و ایمان من مانند ایمانی که دیگران به دیگران میآورند و عبادتی که دیگران از دیگران میکنند، صوری نیست؛ ایمان من نسبت به تو واقعیّت و ریشهدار است. پس آن مزدی که تو در ازاءِ این ایمان به من میدهی، مانند مزدی نباشد که دیگران در ازاءِ عبادت به دیگران میدهند که یک چیز فانیِ مختصری باشد و از بین برود؛ ثواب این عبادتی که من نسبت به تو میکنم را یک بهرۀ عاجل و موقّت به من نده، چون ایمان من ریشهدار است و عبادت من روی ذات توست. ثواب میخواهم، امّا ثواب من یک امر اصالتدار و ریشهداری باشد که موجب تقویّت قدم من در این راه باشد!

