محبّت و امید به پروردگار، راه نجات انسان
8تمثیلی برای میزان دقّت سنجش اعمال در قیامت
ترازو در آنجا بهاندازهای دقیق اندازه میگیرد که اگر یک خطور به ذهن بیاید، انسان در آن وادی ـ چون وادی، وادی محبّت است ـ مجرم حساب میشود؛ آنوقت نالهاش بلند است که: از من همچنین کاری انجام بشود! شما در خارج، ترازوهایی دارید که مثلاً تا دو کیلو، سه کیلو، چهار کیلو دقّت ندارد؛ اگر چهار کیلو روی کفۀ ترازو بگذارید، کفۀ دیگر تکان نمیخورد؛ بعضی از این ترازوها سابقاً بود. بعضی ترازوها دقیقتر است مثلاً تا بارهای سنگین را میکشد، ولیکن تا صد گرم دقیق نیست. بعضی ترازوها تا یک گرم دقیق نیست. بعضی ترازوها میکشد ولی تا یکصدم گرم دقیق نیست. الآن آیا ترازوهای معمولی دکّانها تا یکصدم گرم دقیق است و نشان میدهد؟! یکصدم گرم که شما روی کفه بیاندازی، نشان میدهد؟! ابداً! بعضی از ترازوها هست که اینقدر دقّت دارد که شما یک صفحۀ کاغذ روی این کفه بگذارید و یک صفحه کاغذ هم روی آن کفه بگذارید، این کاغذها به اندازۀ همدیگر است و این ترازو کاملاً نشان میدهد که هموزن هستند؛ بعد اگر با مداد یک خط روی یکی از این صفحهها بکشید، نشان میدهد؛ یعنی سنگینی اثر مداد را نشان میدهد. چقدر باید دقیق باشد که بتواند نشان بدهد! یک همچنین ترازوهایی است!
در کسانی که ادّعای محبّت و اینها میکنند، دیگر در آنجا اعمال آنها را با باسکول پنجاه تنی که نمیکشند که اگر مثلاً یک بار پنجاه منی هم کم و زیاد باشد نسبت به پنجاه تن مهم نباشد؛ آنجا و در آن آخرین منزلگاه، از این ترازوها میآورند و اگر یک خط مداد روی این کاغذ باشد میگویند که: اینجا یک خطی هست، این خط چیست؟!
«أنا صاحِب الدَّواهِی الْعُظمیٰ؛ من صاحب ماجراهای بزرگ و مصیبتهای بزرگی هستم که بر من وارد شده است.»
«أنا الَّذی عَلیٰ سَیِّده اجتریٰ؛ من آن کسی هستم که بر آقای خود و سیّد خود جرأت کرده است.» «أنا الَّذی عَصَیتُ جبّارَ السَّماء؛ من آن کسی هستم که نافرمانی کردم خدای آسمان را آن هم خدای جبّار.» یعنی خدای قهّار و خدایی که کارهایش بر اساس عزّت و استقلال است؛ خدایی که امرش امر است، نهیاش نهی است، کارهایش قاطعیّت دارد، هَزْل و شوخی و مزاح و... در کارش نیست، تمام کارهایش قاطعیّت دارد؛ من نسبت به او نافرمانی کردم! پس این خیلی داهیۀ عُظمیٰ است!

