محبّت و امید به پروردگار، راه نجات انسان
7لزوم در نظر داشتن خدا در هر حالی برای داشتن ایمان اصیل
آنوقت آن کسی که میخواهد در راه محبّت پروردگار قدم بگذارد و ایمانش ایمان اصیل باشد، در خلأ و ملأ باید خدا را در نظر بگیرد؛ مردم دیگر چیست! لذا اگر خداوند علیّاَعلیٰ به انسان دستوری بدهد خلاف آنچه را که مردم میخواهند، تمام دنیا از انسان انتقاد بکنند یا نکنند، این چه ارزش و چه قیمتی باید داشته باشد! پس این را انسان همیشه باید رعایت کند!
شکایت امام سجّاد علیه السّلام از عدم توجّه به پروردگار در خلأ و ملأ
حضرت در اینجا گِله از این معنا میفرماید و به پروردگار شکایت از این جهت میکند: «أنا یا ربِّ الَّذی لَم أستَحیِکَ فی الخَلاءِ و لَم أُراقِبکَ فی المَلاءِ! ای پروردگار من! من آن کسی بودم که در حال خلوت از تو شرم نکردم، و در حال جلوت و آشکارا مراعات حال و مراقب نفس نبودم!»
مراتب رعایت حقّ محبوب در خلوت و جلوت
«أنا صاحِبُ الدَّواهِی العُظمیٰ؛ بنابراین من صاحب مصیبتهای خیلی خیلی بزرگ هستم.» چه مصیبت از این بالاتر که انسان مراعات حقّ محبوب را در خلوت و در جلوت نکند؛ که آن هم دقایقی است! نه اینکه انسان خیال کند مراعات کردن این است که مثلاً در جلوت زنا نمیکند در خلوت زنا میکند یا در جلوت غیبت نمیکند در خلوت میکند؛ در راه محبّت، مسئله دیگر از این حرفها میگذرد، اینقدر دقیق میشود دقیق میشود دقیق میشود که اگر خطوری در دل انسان ـ مثل بال مگسی که بیاید یک صدایی کند و رد بشود ـ پیدا شود، این همان عدم مراقبت و عدم حیاء است و مخالفت است؛ و به اندازهای مسئله دقیق میشود که اصلاً دقّت این مسئله آدم را دیوانه و متحیّر میکند. دقّت در موضوعات تفاوت دارد دیگر، گناهان هم که تفاوت دارند. بعضی گناهان، گناهان معمولی است که مردم انجام میدهند و خیال میکنند که گناه، فقط شراب است و زناست و قمار و از این کارها است. از این دقیقتر، گناهانی هست که حتّی معاصی صغیره برای بعضی از افراد حکم معصیت کبیره دارد؛ در عمرشان معصیت صغیره انجام ندادند. بعضی افراد معصیت صغیره انجام نمیدهند، مکروه هم نمیکنند؛ کار مکروه از آنها سر نمیزند. بعضی از اینها دقیقتر، آن کاری که فیالجمله مکروه باشد نمیکنند. بعضیها کار مباح نمیکنند و تمام مباحات بر اساس نیّت قرب برای آنها مستحب است. و بعضی افراد تنها به کار خارج اکتفا نمیکنند، ذهن خود را تصفیه میکنند و ذهن آنها هم گناه نمیکند، نمیکند، نمیکند، تا سر حدّی که اگر یک خطور بر قلب آنها زده شود، در آن صراط دقیق برای آنها گناه است.1
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون «اختلاف توبۀ افراد بشر بر حسب اختلاف درجۀ گناه» رجوع شود به معادشناسی، ج ٧، ص ١٦٠.

