در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محبّت و امید به پروردگار، راه نجات انسان

14036
نسخه عربی

محبّت و امید به پروردگار، راه نجات انسان

2
  •  

  •  

  • بسم اللَه الرّحمن الرّحیم

  • و صلّی اللَه علیٰ محمّد و آله الطّاهرین

  • و لعنة اللَه علیٰ أعدائهم أجمعَین

  •  

  •  

  • لوازم و آثار محبّت

  • أنا یا ربِّ الَّذی لَم أستَحیِکَ فی الخَلاء و لَم أُراقِبکَ فِی المَلاءِ، أنا صاحِبُ الدَّواهِی الْعظمیٰ، أنَا الَّذی علیٰ سَیِّده اجْتَریٰ، أنا الَّذی عَصَیتُ جَبَّار السَّماء، أنا الَّذی أعطَیتُ علیٰ مَعاصِی الجلیل الرُّشا، أنا الَّذی حینَ بُشِّرتُ بها خَرَجتُ إلَیها أسعیٰ، أنا الَّذی أمهَلتَنی فما ارْعَوَیْتُ، وَ سَتَرتَ عَلَیَّ فَما اسْتَحْیَیْتُ، وَ عَمِلتُ بالمَعاصی فَتَعَدَّیتُ، و أسقَطتَنی مِن عَینِکَ فَما بالَیتُ.

  • «خدایا من آن کسی هستم که در حال خلوت و تنهایی، از تو شرم و حیا نکردم؛ و در آشکارا و ظاهر، مراعات حقّ تو را ننمودم.»

  • توجّه باطنی عاشق به معشوقِ خودش و اثر آن

  • وقتی بنده در صراط پروردگار باشد و مقصدِ اعظمش به‌دست آوردن رضای خدا باشد و به‌هیچ‌وجه من‌الوجوه راضی نداشته باشد که خدا از او رنجشی پیدا کند ـ تفاوتی نمی‌کند چه در حال آشکار و چه در حال پنهان ـ، روی آن رشته و زمینه‌ای که خودش در دست دارد و با باطن و سرّ خود می‌تواند تشخیص بدهد که رضای خدا در چیست آن را انجام می‌دهد، و رضای خدا در چه نیست آن را انجام نمی‌دهد؛ بنده بین خود و باطن خود این معنا را به‌دست می‌آورد. عیناً مانند عاشقی که کاملاً در فکر معشوق است و در آشکارا و پنهان با کمال دقّت، فکرش و ذهنش و سرّش متوجّه است که چه کاری را آن معشوق دوست دارد، انجام بدهد و چه کاری بدش می‌آید، نکند؛ این لازمۀ محبّت است! و کأنّه این عاشق با افکار خود در حرم موجودیّت معشوق، طواف می‌کند و من‌جمیع‌الجوانب نظر می‌کند که حال او را در تحت نظر خود در بیاورد و در تحت رعایت خود در بیاورد و حتّی کاری که خلاف رضای اوست از او سر نزند؛ کاری که اگر او بفهمد آزرده شود، یا اینکه آزرده هم نشود بلکه کدورتی خیلی جزئی در قلب او پیدا شود، نکند. و از این بالاتر، آنچه را که او دوست دارد، ولو به‌دست دیگر صورت بگیرد، این عاشق مقدّماتش را فراهم کند؛ و از کاری که رنجیده می‌شود، ولو به‌دست دیگر انجام می‌گیرد، این عاشق مقدّماتی فراهم کند که کار به‌دست دیگری صورت نگیرد، و بالنّتیجه آن معشوق نرنجد. اینها لازمۀ محبّت است! هر کسی که به چیزی محبّت پیدا کند، اینها از آثار و لوازم محبّت است!