عفو الهی و سعۀ رحمت حضرت حق
7حلم تو آنقدر بزرگ است که ما گناه میکنیم و توقّع داریم در مقابل گناه، اصلاً در نامۀ عمل ما ثواب بنویسی؛ بنویسی اصلاً گناهکار نبوده است! حالا بخواهی عمل ما را بگیری با یک سانتیمتر طول و عرض و عمقش را معیّن کنی و با میلیمتر اندازه بگیری و یا با یک آلات دقیقتری تا یکدهم، یکصدم میلیمتر، بخواهی عمل ما را بسنجی؛ نه! این کارها، همچنین عملها نداریم! اصلاً عمل ما اینطور نیست! دقّت عمل ما تا این سرحد نیست! یک کاری میکنیم و همینطوری یا اللَهای میگوییم، حالا تو فضلت بزرگ است و میگیرد، ما با تو اینطوری رفتار میکنیم! و به ازاءِ خودت با ما تا این درجه پایین نیا؛ اگر بیایی پایین و بخواهی با ما اینطور رفتار کنی، پای ما لنگ است! و تو بزرگتری از اینکه مرا به خطیئه و گناهم بلغزانی و بگویی: این خطیئه کرد، گناه کرد، الآن من او را میلغزانم در اثر این خطا بیفتد به قدم و سرش بشکند و مبتلا بشود! نه، ما خطیئه میکنیم و تو به بزرگی خود نادیده بگیر! ما را به آن خطیئه مبتلا نکن! به عکسالعمل مبتلا نکن!
خدای من! من خودم که هستم که عملم چه باشد!
و ما أنا یا سَیِّدی و ما خَطَری؟! «ای خدای من، ای سیّد من، ای آقای من، آخر من کیام، کار من چیست، عمل من چیست، بزرگی عمل من کدام است، بزرگی عمل من چیست که تو بیایی اندازه بگیری؟!»
من خودم چه کسی هستم تا عملم باشد، آنوقت تو بیایی عمل من را اندازه بگیری؟! این حرفها نیست! از این حرفها خیلیخیلی کوچکتریم؛ هم خودم و هم عملم!
هَبنی بِفَضلِک؛ «ای سیّد من، ای آقای من، ای مولای من، مرا به فضل خودت ببخش!»
به فضل، یعنی به زیادی کرم، نه به عدل؛ «اللَهمَّ لا تُؤاخِذنی بِعَدلِک!» مرا به عدل خودت نگیر که عمل ما را بخواهی قیاس کنی و مطابق آن [کنی]؛ در این صورت عملها همه خراب میشود! به فضل یعنی به آن زیادی رحمت، به آن رحمت واسعه دریاب و ما را عفو کن!

