عفو الهی و سعۀ رحمت حضرت حق
4معنای فرار از خدا بهسوی خدا
و أنا عائِذٌ بِفَضلِکَ هارِبٌ مِنکَ إلَیک؛ «و من پناهندهام به فضل تو، به کرم تو، و میگریزم از تو به سوی تو!»
یعنی چه؟ یعنی این حالاتی که در هنگام عبادت و نماز و مناجات برای من پیدا میشود، با اینکه انتظار داشتم که حالات خوبی پیدا بشود ولیکن نمیشود، و من فکر میکنم که بهواسطۀ یکی از این مقدّماتی بوده که در این حال خدمتت عرض کردم، و از این حالات، من پناه میبرم به تو و در دامن عفو و کرم تو خودم را قرار میدهم؛ از تو به تو فرار میکنم! یعنی میدانم که این حالاتی هم که برای من پیدا شد و موجب سستی و فتور در حال عبادت شد، از قضا و ارادۀ تو خارج نبوده، از حکومت و مشیّت تو خارج نبوده که حالا از آنجا فرار کنم از غیر تو فرار کردهام؛ و به عفو و کرم تو هم که پناهنده میشوم، به تو پناهنده شدهام، پس از غیر تو به سوی تو فرار کردم! نه، اینطور نیست! من میدانم که آن حالات هم بهواسطۀ اراده و مشیّت تو بوده و بهواسطۀ ارادۀ تو بر من پیدا شده است. حالا چه جهتی داشته، چه مصلحتی داشته که یکی از آن خصوصیّات را دربارۀ من مقدّر فرمودی، من مبتلا به عُجب و خودپسندی نشوم، غرور مرا نگیرد و من با سایر مخلوقاتْ خود را همطراز بدانم، از آنها بالاتر ندانم، هرچه هست من معرفتم به تو تا این سرحدّ رسیده که میفهمم آنها هم به اراده و مشیّت تو بوده؛ امّا از آنها که مال تو بوده فرار میکنم به سوی تو، به سوی عفو تو که عفو هم مال توست! انسان یکوقتی از این اتاق منزل خود برمیخیزد میرود در اتاق دیگر، خُب از ملک خود به ملک خود رفته است؛ یا پول این جیبش را بر میدارد در آن جیبش میریزد، این از ملک غیر چیزی را در جیب خود وارد نکرده است، بلکه تغییر و تبدّل در محل این پول است و هر دو هم ملک اوست. و من ملک تو هستم، عمل من ملک توست؛ از آنجایی که فرار میکنم و به آنجایی که فرار میکنم، از تو فرار کردم و به سوی توست!

