اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال
7آن كسی كه میخواهد افراد وبایی را مداوا كند، نمیتواند یك فرد معمولی باشد و یك كیف دستش بگیرد و یك مقداری آمپول و واكسن در آن بریزد؛ و برود در یك منطقهای كه وبا آمده، در یك منطقهای كه مالاریا آمده، در یك منطقهای كه طاعون آمده و بخواهد آنها را مداوا كند. بله! عدهای را مداوا میكند، واكسن میزند، دوا میدهد ولی در ارتباط با اینها، در تنفس با اینها، در كیفیت تماس با اینها، كمكم كمكم بدون اینكه خودش توجه داشته باشد، همین طور مرض میگیرد، هی داء و بیماری در خود وارد میكند. این همان مسئلهای است كه مرحوم قاضی نسبت به این مسئله نگران بود. آن شخصی كه میخواهد در یك منطقه وبایی وارد بشود، اول خودش را واكسینه میكند، قرصها و دواها و آمپولهایش را میزند، آزمایش میدهد، وقتیكه كاملًا از نقطه نظر طبی مطمئن بود و آن حالت ایمنی برای او محرز شد، آن موقع میگویند برو در دل این افراد و هیچ باكی نیست، حالا برو در دل افراد طاعونی و هیچ باكی نیست.
امام صادق علیهالسّلام در این فقره ما را میخواهد متوجه این نكته كند كه عزتی كه در تصور ما نسبت به افراد و اصناف مختلف قرار دارد؛ مبادا آن عزت، شما را بفریبد و شما را گول بزند و تخیل رسیدن به آن مرتبه را كرده باشید بدون هماهنگی با سعهی وجودی خودت و سعهی ظرفیت خودت و بدون تكلیفی كه درآن مرتبه خدای متعال برای شما مقدر كرده است. بخواهی به این رتبه برسی و بخواهی به این موقعیت دست یابی؛ نتیجهاش از بین رفتن استعدادات و از بین رفتن عمر است.
لذا باید در راهی كه سالك انتخاب میكند، آنچه را كه مد نظر قرار میدهد این باشد كه این عمل چه مقدار به صلاح اوست و چه مقدار به ضرر اوست، این را باید در نظر بگیرد. چه مقدار به صلاح اوست؟ چه مقدار میتواند این عمل برای او مفید باشد و چه مقدار میتواند این عمل برای او مضر باشد؟ و خود را در مقایسهی با این عمل صرف نظر از تبلیغات، بسنجد؛ و در قبال این عمل، صرف نظر از مدحها و تحسینهای افراد، ملاحظه كند و در قبال این مسئله صرف نظر از خواستهای افراد، خود را بیازماید.

