اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال
5این همان چیزی است كه همهی ما مبتلا هستیم، همه در این مسئله باید توجه داشته باشیم. امام صادق علیهالسّلام در این عبارت میخواهد ما را متوجه این نكته كند، متوجه این مسئله كند كه اگر میخواهی به مقام عبودیت برسی در خودت تجدید نظر كن و كار خودت را نسبت به این مسائل كه با آنها در ارتباط هستی ارزیابی كن و ببین آنچه را كه نفست برای تو تسویل كرده بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً یوسف، ١٨ و برای تو تزیین كرده و برای تو آراسته است. باید در خودت فكر كنی و ببینی كه چه مقدارش جنبهی خدایی دارد و چه مقدارش هم زوائدی است كه در این راستا اضافه شده است.
چون یك نكتهی بسیار دقیقی در اینجا هست و این را من خدمت رفقا به عنوان یك سرّ عرض كنم و همه این مطلب را داشته باشند و آن این است كه شیطان برای رسوخ در دل مؤمن همیشه به دنبال راهی میگردد كه رنگ خدایی داشته باشد.
خُب برای افراد عادی نه؛ برای افراد عادی شرب خمر فراهم میكند و جلوه میدهد، نه اینكه فراهم كند، جلوه میدهد برای آنها؛ قمار را برای آنها جلوه میدهد؛ دروغ را برای آنها جلوه میدهد؛ دزدی و سرقت را برای آنها جلوه میدهد؛ هتك به نوامیس و عرض و اعراض مردم را جلوه میدهد. خُب اینها همه مشخص است كه طریق الهی ندارد و صبغهی الهی ندارد. اما برای رسوخ در دل مؤمن كه نمیتواند با قمار و شطرنج و شرب خمر و سرقت بیاید جلو؛ میآید جنبههای الهی اشتغال مؤمن را و كار مؤمن را برای او به نحو دلخواه خود جلوه میدهد و او را نسبت به مسئله مهمتر و مسئله اهم كه پرداختن به نفس است، باز میدارد.
مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه یكی از شاگردانشان حركت كرد برای تبریز و دستور العملهایی به او دادند. رفت برای آنجا و اشتغال به كارهای مردم و امور مردم و نماز و وعظ و خطابه مشغول شد. یك سالی از این مسئله گذشت. یكی از دوستان ایشان كه از تبریز میآید برای زیارت عتبات و خدمت مرحوم قاضی میرسد، ایشان از او سوال میكنند كه فلانی حالش چطور است؟ میگوید الحمدلله خیلی خوب كارش گرفته است! مردم خیلی به او توجه كردند، مسجدش پر است، منبرش كذاست، خطابهاش اینطور است، خیلی مورد توجه است. ایشان خیلی ناراحت میشوند و افسوس میخورند و دستشان را دو مرتبه همین طور میزنند و میگویند عجب! عجب! عجب! ببینید با اینكه صحبت كردن ایرادی ندارد، خطابه ایرادی ندارد، شغل ایرادی ندارد. حالا راجع به این مطلب اگر امروز وقت برسد، مطالبی عرض میكنم.

