اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال
3امام علیهالسّلام میفرمایند: مطالبی را كه خدا در اختیار مردم گذاشته است، [سالك راه خدا نباید در نسبت به آنچه كه در دست مردم است به جنبهی عزت و برتری نگاه كند]. فرض كنید كه یك نفر علمش زیاد است، به واسطهی این زیادی علم طبعاً مورد توجه افراد قرار گرفته است؛ یك شخصی از نقطه نظر روابط اجتماعی به نحوی است كه یك موقعیتی پیدا كرده و به واسطهی آن موقعیتش محل رجوع مردم شده است؛
طبیبی است كه به واسطه حذاقت در طبش مورد توجه افراد قرار گرفته است؛ مسئولی است كه به واسطه خصوصیت مسئولیتش مورد توجه اشخاص و ابتلاء و احتیاج اشخاص است، حالا انسان هم بخواهد نه از راه باطل كه خُب آن راه باطل حرام است [به این مسائل دست یابد]. آنچه را كه انسان مشاهده میكند در اصناف مختلف و در طبقات مختلف این است كه به هر كیفیتی و به هر وسیلهای میخواهند به این موقعیت دست یابند، خُب این كه مشخص است حرام است. و مردم هم كه از حلال و حرام ابایی ندارند. امام علیهالسّلام اصلًا این بحث را كنار میگذارند و در این وادی وارد نمیشوند.
نَه! از خدا بخواهد كه این هم یك موقعیتی پیدا بكند از راه صحیح؛ علمی به دست بیاورد و به واسطهی ابراز آن علم و اظهار آن علم مورد توجه قرار بگیرد. مگر این بد است؟ مالی به دست بیاورد و به واسطهی انفاق آن مال و مصرف صحیح آن مال، مورد توجه افراد قرار بگیرد. خُب این كه اشكالی ندارد! مسئولیتی به دست بیاورد و به واسطهی آن مسئولیت رفع حوائج مردم را بكند، وزیر بشود، وكیل بشود، رئیس بشود، مدیر بشود و به واسطهی رسیدن به این منصب بتواند رفع حاجتی را بكند. خب مگر این ایرادی دارد؟ مگر اشكالی دارد؟ خب انسان این مسئولیت را برای چه میخواهد؟ مدیریت را برای چه میخواهد؟ یك نظام صحیح و نظام عادل، مسئولیت را برای رفع حوائج محرومین مد نظر قرار داده است نه برای ایصال منافع به طبقهی خاص از اجتماع كه آن نظام، نظام عادلانه نیست، نظام ظلم است. خب حالا اگر شخصی بخواهد مدیر بشود، یك منصبی پیدا بكند و رفع حوائج مردم را بكند. به قول معروف مگر در میان افراد چه اشكالی دارد مانند علی بن یقطینهایی باشند كه با وجود اینكه در دستگاه حكومت ظلم و جور قرار داشتند، ولی در عین حال به محرومین میرسیدند.

