در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چیستی حقیقت عزت و علو

14390
عنوان بصری
علو وعزت
نسخه عربی

چیستی حقیقت عزت و علو

9
  • واقعاً تاریخ گذشتگان برای انسان عبرت است؛ در همین حكومت سابق، حكومت شاه چه كبكبه‌ای بود، چه دبدبه‌ای بود، چه بیا و برویی بود. من یك موقع یادم است وقتی ایشان صحبت می‌كرد گوش می‌دادیم: ما این‌چنین فرمودیم! دستور دادیم! واقعاً وقتی كه می‌گفتند فرمودیم و دستور می‌دهیم واقعاً فرمان بود. یعنی واقعاً می‌فرمودند! اینها چه شد؟ مطلب برایشان خلط شد، اشتباه كردند. فرمودیم برای خداست، نه مال ما. دستور دادیم برای خداست، امر مال عالم امر است، دستور مال عالم امر است.

  • فرعون هم آمد همین كار را كرد: فَحَشَرَ فَنادى‌* فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‌ النازعات، ٢٣ و ٢٤ همه افراد را جمع كرد فَنادی در میان آنها صدا زد كه‌ رَبُّكُمُ الْأَعْلى‌ نگفت‌ أَنَا رَبُّكُمُ‌ یك پله را بالاتر گذاشت. گفت رب اعلای شما من هستم، این‌قدر انصاف نداشت اقلًا می‌گفت: بابا ما رب شمائیم در آن واسطه، نه، اصلًا خدایی وجود ندارد! أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‌. همین‌طور ماند، ما فرستادیم به او مهلت دادیم، هیچی به او نگفتیم، وسائل را توجه كنید وسائل علو و استكبار را برای او در این دنیا فراهم كردیم كه بیشتر گول بخورد، حالا كه در مقابل ما دم از انانیت و استكبار می‌زنی ما هم چند تا مرید می‌آوریم به مریدهایت اضافه می‌كنیم! ما هم بلدیم. وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَه وَ اللَه خَيْرُ الْماكِرِينَ‌ آل‌عمران، ٥٤ ما هم مرتب می‌آییم مرید دورت جمع می‌كنیم! عجب! كارمان گرفته نگاه كن! ده نفر بودند حالا شدند بیست نفر، حالا شدند صد نفر، حالا شدند هزار نفر! نگاه كن ببین چقدر دارند از من تبعیت می‌كنند! یك دستور می‌دهم همه می‌روند، یك دستور بدهم همه می‌آیند، مگر این‌طور نبوده؟ مگر این‌طور نبوده؟ نگاه كن ببین چقدر مرید من هستند!

  • می‌آمدند به جناب فرعون سجده می‌كردند، مگر نمی‌افتادند پای اعلیحضرت را نمی‌بوسیدند؟ این افرادی كه در دربار می‌رفتند، می‌افتادند كفش ایشان را می‌بوسیدند و افتخار می‌كردند، ایشان هم همین‌طوری به حال ایستاده، مؤدب و محترم و معزّز و عظیم و علی، مقام استعلاء نگاه می‌كرد و افراد می‌آمدند پایش را می‌بوسیدند. چه احساسی داشت؟ خوب بیچاره بدبخت تو فكر فردایت را نكردی؟ فكر دو روز دیگرت را نكردی؟ این عزّت را به خود گرفتی، خدا گذاشت صبر كرد صبر كرد، آمد آن یكی دنبال من است، فلان قدرت پشت و پناه من است، آن یكی به من وعده داده، آن یكی چه داده، اما یك مرتبه وقتی مشیت الهی بر سرنگونی و در سرنگون‌شدن و بر منكوب‌شدن تعلّق می‌گیرد آن می‌رود كنار، آن می‌رود كنار، آن می‌رود كنار، آن تازه پیغام می‌فرستد تشریفتان را ببرید. من وقتی كه در احوالات ایشان تاریخ را می‌خواندم آن نماینده امریكا كه آمده بود تمام امید ایشان به این بود وقتی‌كه او می‌آید و ملاقات می‌كند یك وعده مساعدتی از ناحیه ایشان دریافت كند. اولین حرفی كه آن سفیر یا آن شخصی كه در اواخر آمده بود به ایشان زد این بود: تاریخ‌خروج شما كی است؟ كی شما می‌خواهید از این مملكت خارج بشوید؟ وقتی‌كه آن شخص كه او را تأیید می‌كرد و كمك می‌كرد و چه می‌كرد بیاید این را بگوید، آن موقع تازه فهمید در اعترافاتی كه ایشان داشت و بسیار مطالب مفیدی هم هست آن موقع فهمید كه دنیا از چه قراراست و آن موقع فهمید كه عمر را باخته و آن موقع متوجه شد. حالا نباید غفلت ما را هم بگیرد اینها كه از ما گردن كلفت‌تر بودند و چه بودند و اینها همه رفتند! آنهایی كه به یك اشاره چه می‌كردند و به یك اشاره چه می‌كردند چه شد؟ قضیه چه شد؟ خدا مهلت می‌دهد، خدا مهلت می‌دهد، خدا مهلت می‌دهد، دوروبَر آدم را شلوغ می‌كند، بیا و برو و سلام و صلوات زیاد می‌شود، بیا و بروها همه زیاد می‌شود، این مسائل همه بوجود می‌آید، مطلب بر انسان مشتبه می‌شود كه حق همین است. یك مرتبه آن بارقه جلال و قهر الهی می‌آید و دودمان ما را از بنیان می‌كند، از بنیان!