چیستی حقیقت عزت و علو
3در هر دوی این مطلب حضرت میفرمایند: اینها وقتیكه به این مسائل چشم میاندازند به عنوان حسرت به اینها نگاه نمیكنند، آه نمیكشند: ای كاش ما هم یك همچنین موقعیتی داشتیم، ای كاش ما هم از یك همچنین منصبی برخوردار بودیم، ای كاش ما هم رئیس بودیم، ای كاش ما هم متموّل بودیم، ای كاش ما هم در یك همچنین اشتغالی مشغول بودیم، ای كاش ما هم با یك همچنین بیا و بروهایی سروكارداشتیم، به آنچه را كه در دست مردم است و خداوند قرار داده است به این دید نگاه نمیكنند.
حضرت در اینجا دو جهت را در نظر میآورند: یكی به خاطر عزت و یكی هم به خاطر علو و بلندمنشی و بلندپروازی. عزت و بلندی و بلندمنشی دو صفتی است از اوصاف پروردگار كه اختصاص به او دارد. عزت یعنی داشتن حریم، شخصی كه به دور خود حریم دارد و دیگران را در آن حریم راه نمی دهد به او میگویند عزیز. وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ إبراهیم، ٤ آن حریم به واسطه اموری است كه آن امور او را از سایرین متمایز و جدا میكند. مثلًا شخصی دارای اخلاق بسیار خوبی است، با همه انس میگیرد، كسی را از خود نمیراند، با كلمات درشت و زننده دیگران را از خود نمیرنجاند، موجب آزردگی دل دیگران نمیشود، با همه با روی خوش برخورد میكند و حق هر شخصی را در ارتباط با او ادا میكند این شخص یك محبوبیتی در میان افراد پیدا میكند. آن محبوبیت موجب عزت اوست یك حریمی برای او بهوجود میآید كه آن حریم او را از سایر افراد در این مسئله متمایز میكند این را میگویند عزت، میگویند فلان شخص عزیز است؛ یعنی در میان مردم محترم است به دیده احترام به او نگاه میكنند، به دیده حسن به او نگاه میكنند.
یك وقت شخصی علم دارد و علم خود را به دیگران ارائه میدهد، به واسطه این علم حریمی به دور خود بهوجود میآورد كه آن حریم عبارت است از احترامی كه افراد نسبت به او به واسطه علمش قائل میشوند این را میگویند عزیز. یك وقت شخصی به خاطر تقوای خودش، یك وقت شخصی به خاطرموقعیت خودش. آن اوصافی كه برای انسان وجودش موجب امتیاز او از سایر افراد میشود نتیجه او را عزت میگویند، عزت یعنی موقعیت خاصی كه به واسطه آن موقعیت خاص، شخص مورد حمد و ستایش و احترام قرار میگیرد و مردم به كار او با دیده احترام نگاه میكنند.

