چیستی حقیقت عزت و علو
4در مسئله علو هم همینطور است؛ علو یعنی بلندی و بالا بودن و بلندمنشی و بلند مرتبه بودن. انسان ممكن است به واسطه كارهایی كه انجام میدهد از اقران خودش، از نقطه نظر مسائل ارزشی و صفات و موقعیتها دارای مرتبه بالاتری باشد. بلند مرتبه بودن یك مرتبه است، استعلاء، طلب بلندی و خود را بلند پنداشتن مسئله دیگری است؛ بلند بودن یك مسئلهای است كه در اختیار انسان نیست هر شخصی كه دارای یك صفت مستحسنی است طبعاً نسبت به فردی كه فاقد این صفت است بلند مرتبه است، شخصی كه دارای یك صفت خوبی است، دارای علم زیاد است، دارای كرامت زیاد است، دارای جود و بخشش زیاد هست، دارای تواضع و اخلاق پسندیده است طبعاً نسبت به افرادی كه فاقد این مسئله هستند آن شخص بلند مرتبه است. ولی خود را بلند پنداشتن، مقصود از كلام امام صادق علیه السّلام است.
حضرت میفرمایند: آنهایی كه میخواهند راه خدا را بروند و بهدنبال تهذیب نفس باشند و خود را از گیرودار مسائل اجتماعی و آنچه كه عموم مردم مبتلای به او هستند خارج كنند، چشمشان به دنبال مسائلی كه در اختیار مردم است نیست و با حسرت و آه به آنها نگاه نمیكنند و اگر اینچنین باشد معنایش اینست كه میخواهند آن عزتی را كه برای آنها هست آنها هم برای خود این عزت را جلب كنند، این میشود به دنبال عزت رفتن و آن علوی كه برای دیگران است را برای خود جلب كنند این میشود استعلاء؛ من نگاه میكنممیبینم رفیق من یك همچنین موقعیت را دارد حسرت میخورم چرا من ندارم به دنبال این هستم كه من هم پیدا كنم، در عبارات خودم در كلمات خودم به نحوی از ضمیر خودم این مطلب را خبر میدهم، برای این مسئله دست به هر كاری می زنم تا اینكه آن جنبه علو و برتری را كه به جهتی از جهات فعلًا رفیق من، شریك من، همكار من، فلان شخص كه ارتباط دارد فعلًا در آن مرتبه هست این را هم برای خود كسب كنم. من چه از او كم دارم؟ او چه بر من اضافه دارد؟ چرا باید او اینطور باشد و من نباشم؟ چرا نباید یك همچنین موقعیتی را نداشته باشم؟!

