سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت
7اما راجع به حضرت سلیمان چرا مسئله اینطور است؟ چرا حضرت به این كیفیت بودند؟ چرا باید این حكومتی كه برای عدل و اقامه عدل است، باید به نحوی باشد كه این مقدار كم عنایتی از ناحیه پرودگار شامل حال ایشان بشود و دیرتر وارد بهشت بشوند؟! دیرتر وارد بهشت شدن معنایش نه این است كه بهشت فقط یك در دارد بعد صف میایستند، اینطوری نیست! آن عالم، عالم تزاحم نیست. صد میلیون هم باشند در یك لحظه میتوانند وارد بشوند، صفی نیست كه حالا مثل صف نانوایی یا صف بانك، یكی یكی بخواهند نوبتشان شود. رفتن افراد در بهشت یعنی مواجهه با حریم پروردگار و مصاحبت و اقتران با انس پروردگار، كه این به آن مقدار قربی كه در دنیا كسب كرده است به آن مقدار، زودتر میتواند این مرحله را طی كند، و به هر مقدار كه دیرتر بوده است طبعاً نسبت به وارد شدن به آن حریم و وارد شدن به انس باید یك مراحلی را طی كند، این معنای تأخیر است.
چرا مطلب به این كیفیت است؟ ما میتوانیم به یك نحو، این قضیه را توجیه كنیم و آن اینكه همین مطلب راجع به حضرت بقیة اللَه است. راجع به امام زمان علیهالسّلام یا راجع به حضرت داود، آن هم مملكت و سلطنتش چه بوده! یا راجع به حضرت بقیة اللَه كه تمام كره زمین همه در تحت حكومت آن حضرت قرار میگیرد، ولی چرا برای آن حضرت یك همچنین مطلبی نیست؟ مگر حضرت حكومت ایجاد نمیكند؟ مگر بر همه كره زمین حكومت نمیكند؟ یعنی آن عدل الهی واقعی را آنطور كه مورد رضا و امضاء پروردگار است برقرار نمیكند؟ یعنی خدا میآید پای پرونده حكومت امام زمان را امضا میكند، به این نحو! به نحوی كه به اندازه یك سرسوزن از خواست و اراده و مشیت الهی در ایجاد این حكومت و در برقراری او تخطی نمیكند. این كار، فقط كار امام زمان است!

