سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت
6یك روز در خدمت مرحوم آقا رضوان اللَه علیه وقتی قم مشرف شده بودند، در همین سالهای آخر حیات خودشان كه از مشهد آمدند، ما دیدن یكی از همین آقایان رفتیم؛ مجلسی بود و یك اعتباراتی بود و یك شئوناتی بود و یك خصوصیاتی بود و صحبتها با سابق تفاوت میكرد و دیگر یك مقداری رسمیتر شده بود و سابق یك حال و احوال صمیمانهای و رفیقانهای بود و بعد «حال حضرت عالی چطور است» و «انشاءاللَه نعمت سلامتی حاصل است» و از همین مسائل، به این كیفیت مجلس در آمده بود! ما هم در دلمان میخندیدیم طبق معمول، كار ما هم خندیدن است! یك مدت گذشت و من گفتم بالاخره آقا یك چیزی میگویند، اینطور نمیگذارند قضیه بماند. ایشان رو كردند به آقا و گفتند: حضرت عالی آقا در مشهد چه میكنید؟ در آنجا به چه مشغول هستید؟ ایشان گفتند:
من همان احمد لاینْصَرِفَم *** كه عَلی بَر سَرِ مَن جَرّ ندهد! این را رفقای طلبه متوجهاند من چه عرض میكنم یعنی من همان آدم سابق هستم كه این بیاوبروها هیچ تأثیری در ما نگذاشته است! و این بنده خدا نفهمید! بله! بله! انشاءاللَه موفق باشید! اصلًا نفهمید منظور آقا چیست و چه دارند به او میگویند! بعد هفتاد سال میگوید
من همان احمد لاینْصَرِفَم *** كه عَلی بَر سَرِ مَن جَر ندهد یعنی این بیاوبروها، این اعتبارات، این كتاب نوشتنها، این مُریدها، این صیت و آوازه و شهرتها با همان بیست سالگی من قضیه فرقی نكرده. این را میگویند آقا! كسی كه برای خودش آقا است. نه به كسی دستور میدهد و نه از كسی هم دستور میگیرد. مشخص هم است، وضعیت هم مشخص است و نشان هم میدهد كه همین است؛ یعنی تظاهر نیست؛ مسئله، مسئله خلاف مطلب نیست.
اینجاست كه نفس میآید و خود را كمكم در درون از حقیقت دور میكند و فاصله میاندازد و بین خودش و بین مبدأ یك دیوار چین برقرار میكند. بهطوركلی فاصله به نحوی است كه هر مقدار دور بشود، عجیب این است كه به آن مقدار خود را نزدیكتر میبیند! یعنی هی دارد دور میشود هی خود را نزدیك میبیند! و اگر خداوند توفیق به او ندهد علل و عواملی به وجود میآورد كه او را در این ورطه هلاكت بیشتر غوطهور میكند و خدا باید به داد انسان برسد و انسان باید نسبت به این تنبهات و تذكرات و چوبهایی كهگاهی از ناحیه پروردگار میآید و به انسان میخورد و انسان را متنبه میكند، نسبت به اینها باید خیلی شاكر باشد و خیلی قدردان باشد كه همینكه دارد یك مقداری انحراف پیدا میكند، یك مرتبه یك تنبهی میآید برمیگرداند. دوباره یك مقداری جلو میرود یك كمی میخواهد انصراف پیدا بكند، دوباره یك چیزی میآید دوباره میآورد سر جا. همینطور و الّا اگر رها بكنند رفته به این طرف، راه از این طرف است، به این طرف دارد میرود، به این سمت دارد حركت میكند.

