پرهیز از تفاخر و تكاثر
6اما آنچه كه به نظر میرسد، صرف نظر از ادلّه و مبانیای كه در این زمینه وجود دارد، برگشت مسئله به كیفیتتفكر و تأمل در مسائل دنیوی و مسائل حكومتی است. حكومتهایی را كه تابهحال ما دیدهایم در غیر از شكل و قالب حكومت اسلامی، در سایر موارد، همه بر این اساس بوده است. بر اساس قهر و غلبه و بر اساس ظلم و عدوان و بر اساس زور و تحكم بر مردم برای رسیدن به منویات و برای رسیدن به منافع جمعی خاص از طبقات اجتماعی، به این كیفیت بود. الان شما در دنیا نظركنید، ببینید حكومتها چطور تشكیل میشوند؟ حزبها چطور بر سر كار میآیند؟ افراد چطور زمام امور مردم را به دست میگیرند؟ مشخص است! یكی از این حكومتها را در دنیا، كسی هست نشان بدهد كه این برای رضای خدا و برای حمایت از مردم و مستضعف و برای دفاع از حق و برای احقاق حق و اماته و امحاء ظلم و باطل بر سر كار آمده؟! تمام این حكومتها در دنیا به استثناء حكومت اسلام برای غیر خداست. حكومتی كه اصل را بر اساس نیت خالص و صفای باطن گذاشته است، حكومت اسلام است.
از زمانی كه پیغمبر به عالم عقبی سفر كرد اولین پایه ظلم در خود امت پیغمبر و در آن شهر پیغمبر بنا شد. مگر ندیدید؟ پیغمبر دستور میدهند بر اینكه بروند بخصوص آن عمر و ابوبكر در آن جیش اسامه شركت كنند. بلند میشوند هی میروند هی میآیند، قایم میشوند. با آن جواسیسی كه در بیت پیغمبر داشتند و از زنهای پیغمبر جاسوس برای آنها بودند، خبر میآوردند حال پیغمبر بد شد. ثانیه شماری میكردند برای اینكه پیغمبر چه وقت از دنیا میرود! اگر حال پیغمبر بد شد به ما خبر بدهید. میگفتند: بله یك خورده بدتر شد، هی بدتر شد، به حال اغماء رفت، دوباره برگشت. همینطور اینها هم گزارش میدادند. عین موبایل كه دستشان هست ها! نشستند آنجا، هی خبر میدهند. حال پیغمبر بد شد، حال پیغمبر اینطور شد، حال پیغمبر چه شد، چه كسی آمد، چه كسی با پیغمبر صحبت كرد، چه افرادی آمدند!

