پرهیز از تفاخر و تكاثر
5رفقا دیگر ملاك دستشان آمده، دست همه ما مبنا و ملاك آمده كه چطور و از كجا ... حالا این مطالبی كه گفته میشود، این مطالب كه مطالب خلاف شرع نیست. دعوت به صدق است، دعوت به هدایت است، دعوت به رستگاری است، دعوت به عمل صالح است، دعوت به كردار شایسته است، ولی اینها همه صحبت است. در پس پرده چه میگذرد؟ در لابلای مطالبی كه مطرح میشود چه میگذرد؟ باید آنجا را پایید و به دنبال مسئله در آنجا رفت. اینها میشود تفاخر.
مطلبی كه در جلسه گذشته خدمت رفقا عرض شد صحبت به اینجا رسید كه: جمعی معتقدند حركت به سوی پروردگار و سیر الی اللَه و تكمیل نفس و تجرد آن و وصول به فعلیتها و كمالات، با توجه به دنیا نمیسازد و با توجه به دنیا در تعارض است. این یك مبنایی شده است برای اینكه هر كسی كه توجه به دنیا بخواهد داشته باشد، از دید این افراد مورد اعتراض و مورد نقد قرار میگیرد. این به عنوان یك اصل و به عنوان یك مطلب در مبانی اخلاقی و بخصوص در مبانی سلوك مورد بحث و تأمل و مورد نِقاش است. و روی همین مسئله آمدهاند این مطلب را به یك مبنای فقهی بدل كردند كه ایجاد حكومت و به عهدهگیری و مسئولیت پذیری زمام جامعه با عالِم و با فرد خبیر و مبلّغ سنت و سیره رسولاللَه و أئمه علیهم السّلام منافات دارد. این به عنوان یك مبنا مطرح بوده و مطرح هست. عالِم را با ایجاد حكومت چه كار؟! فقیه را با تشكیل دولت چه ارتباطی است؟! كار عالم تبلیغ است، كار فقیه تبلیغ است، به مسجد رفتن است، نماز خواندن است، وعظ كردن است، كتاب نوشتن است، درس دادن است. ایجاد حكومت برعهده افراد دیگر است. تشكیل حكومت و مسئولیت زمام جامعه بر عهده افراد دیگر است، علماء باید به مساجدشان بروند، به تبلیغ بپردازند، به ارشاد بپردازند. این مسئله به عنوان یك اصل و یك مبنا در قالب دینی و در شكل دینی خودش، در میان بسیاری از افراد رسوخ دارد و نفوذ دارد و بهطور كلی این گروه و این دسته، توجه به دنیا را با توجه به عقبی، در تعارض و در تقابل احساس میكنند.

