پرهیز از تفاخر و تكاثر
4این مسئله تفاخر، همچنان كه در جلسات گذشته خدمت رفقا عرض شد، یك مسئلهای است كه نفس در هر موردی كه احساس میكند كه در آن مورد میتواند در انظار دیگران خود را جلوه بدهد، این مسئله پیدا میشود، در هر زمینهای. هیچگاه دیده شده فردی بیاید و معایب خود را به دیگران ارائه بدهد؟! هیچ دیده شده؟! فرض كنید كه یك شخصی یك عیبی دارد، نسبت به مجهولاتی كه دارد بیاید این كار را انجام بدهد، یك قسمی خود را در مجامع مطرح كند كه همه بفهمند كه این چیزی حالیاش نمیشود، كسی تا حالا این كار را كرده؟! یك قسمی خود را مطرح كند در میان انظار كه مردم به آن نقصان ظاهری یا نقصان باطنی و درونی او پی ببرند، چه كسی تا به حالا آمده این كار را كرده است؟! البته بعضیها برای بعضی از ریاضتها و سركوبها و ضربههایی كه بخواهند بر نفس بزنند و مجاهدهها و مبارزهها و خلافهایی كه بخواهند بكنند، یك همچنین كارهایی را انجام میدهند، كه البته خود این مسئله هم یك خطراتی دارد و نباید سرخود انسان به این مسائل دست بزند، مگر اینكه حتماً از ناحیه بزرگ و شخص خبیری دستور داشته باشد. ولی نه! دیدهاید تا به حال فرض كنید كسی بیاید و میداند كه اگر بخواهد در این جلسه صحبت بكند مردم و افرادی كه نشستهاند بر او میخندند، این بلند شود بیاید برود حرف بزند، كسی تا حالا این كار را كرده؟! یا اینكه یك اقدامی بخواهد انجام بدهد. نه! اگر هم میبینیم یك اشتباهی رخ داده، فوراً به دنبال این میآید كه بپوشاند! فوراً به دنبال این میآید كه حذف كند!
چند روز پیش جایی بودیم، یك شخصی نقل میكرد میگفت: فلان آقا در یك مجمع بسیار بزرگ، در یك نماز و خطبهای بوده كه صحبت میكرده، یكدفعه بدون اینكه بخواهد، در میان صحبتهایش آمده یك حرفی زده خیلی حرف خندهداری هم بوده. وقتیكه آمده منزل، پسرش به او گفته فلانی میدانید شما امروز در صحبتها چه گفتی؟ فلان حرف ... این خوابیده بوده، گفته من گفتم؟! فوراً تلفن بزن! تلفن بزن به اداره رادیو و بگو فوراً این یك جمله را حذف كنند! چرا این كار را میكند؟ چرا؟ چون این یك نقص است. نه اینكه حالا ملاحظه كند این به كجا برمیخورد، نه! ملاحظه آن نیست. ملاحظه این را میكند كه مردم اگر این مطلب را بشنوند به او میخندند! فوراً بردار و بگو این جمله باید حذف بشود. البته جمله خندهداری هم هست! چرا؟ چرا اینطور ارائه میدهد؟ تمام شد مسئله! قضیه تمام شد! یك ساعت انسان صحبت میكند، خدا یكدفعه مچش را میگیرد، هان! میاندازد این حرف را در دهانش. حالا یك حرفی زدی، بسیار خب! حرف، حرف خندهدار است! عمداً كه نزدی، از روی تعمد كه نگفتی! انسان هزارتا اشتباه میكند. خود ما هم در صحبت هزارتا اشتباه میكنیم، یك چیز عادی است، ما قرآن كه نمیخواهیم اینجا بیاییم بخوانیم كه روی واوش مسئله باشد، روی فاءش مسئله باشد. انسان یا «شد» را «نشد» میگوید، یا «نشد» را «شد» میگوید! بشر است دیگر! حالا بنده بنشینم فكر كنم الان كه من دارم برای رفقا صحبت میكنم جوری حرف بزنم كه یك نفر بعد از این مجلس نتواند یك ایراد از من بگیرد، كلاه ما و شما هر دو پس معركه است. اگر بخواهد قضیه به این كیفیت باشد! نه آقا جان! مطلب را باید گفت، اشتباه در آن است اشتباه در میآید، خطا هم در آن هست خطا در میآید. حالا تا یك مسئلهای هست، عجب! عجب! این مسئله اشتباه شده و تا هنوز مردم نشنیدهاند باید رفع كرد. مردم كه شنیدهاند، یعنی بهطور گستردهتر این خطا منتشر نشود. تمام شد! این شد تظاهر!

