پرهیز از تفاخر و تكاثر
3من یك وقتی این فكر را با خودم كردم؛ حالا اگر یكی در آنجا میآمد میگفت من خواندم! چند نفر با هم قرار میگذاشتند، مثلًا ده نفر، پانزده نفر همه میآمدند میگفتند: تو نماز شب میخواهی؟ ما خواندهایم! دیگر چه میگویی؟! همه دنیا بر سر این مسكین دیگر خراب میشد! چون این مسكین میخواهد خودش را مطرح كند! اگر این ده نفر بیایند و بگویند ما همه خواندهایم، اگر خوشحال شد و بشاش و مسرور شد، عجب! عجب! ده نفر هم بودهاند كه اینها نماز شب خواندهاند! آن وقت میشود محملی برای این مطلب و توجیهی پیدا كرد، آن هم به یك محملهای بعیده. ولی نكته اینجاست، من گفتم اگر من آنجا بودم میرفتم میگفتم ما خواندیم حالا ما هیچ نخواندهایم ها! خیال نكنند رفقا خواندهایم! نه آقا! این خبرها نیست! چی میفرمایید؟! آن وقت میآمد یك چیز دیگر مطرح میكرد. حالا كسی تعقیباتش را بعد از نماز تا حالا خوانده یا نخوانده؟! حالا اگر میگفتیم ما خواندهایم! میرفت یك چیز دیگر میگفت! ببینید، این طلوع و بروز نفس است. نفس میخواهد خودش را نشان بدهد، منتها در لایه، در پرده و با چهره و نقاب عوامپسند میخواهد خودش را نشان بدهد. افرادی كه رند هستند ...
مرحوم آقا میفرمودند خیلی دقت كنید رفقا ارتباط بین سالك و بین خدا، حكم ناموس انسان را دارد! آیا انسان ناموس خودش را در معرض دید انظار و افراد قرار میدهد؟! آیا انسان میآید و ناموس كه حكم سرّ انسان را دارد، این را در معرض انظار و رؤیت افراد قرار بدهد؟! یك فرد غیور و غیرتمند این كار را انجام نمیدهد. ناموس را باید انسان محترم بشمارد و او را از انظار مخفی كند، نه اینكه او را بیاید در روزنامه و تلویزیون و مرأی و منظر و در خیابان و ... این كار را انجام نمیدهد. سالك ارتباطش با خدا حكم ناموس را دارد و كسی نباید از او اطلاع پیدا كند! نباید خبر پیدا كند! نباید به آن سرّ كه وجود دارد كسی آگاه بشود. حالاتی كه برای انسان پیش میآید آن حالات اختصاص به خود انسان دارد، انسان نباید آن حالات را برای دیگری تعریف كند. خوابی كه میبیند، حالی كه برای او پیدا میشود، مطلب مجهولی كه برای او روشن میشود، انكشاف بعضی از مسائل غیب و مطالب عالیه و معانی توحیدی و تجلیات اسماء و صفات پروردگار كه برای او رخ میدهد، حكم ناموس او را دارد. اگر بیاید و برای دیگران بیان كند غیرت پروردگار اجازه نمیدهد و آن توفیق را از او سلب میكند.

