تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى
8بهطوركلی دستِكم گرفتن نعمت پروردگار این اهانت به پروردگار تلّقی میشود كه نعمتی كه آمده حالا رنگش فرق میكند؛ آن نعمت یك قدری نرمتر است این یك قدری سفتتر است، آن حالا تمیزتر است این فرض كنید یك قدری [سبكتر] است. برای چه انسان بخواهد بیاید بگوید كه آقا مثلًا ببخشید و شرمنده هستیم و نشد؟! نه، تمام اینها غلط است و همه اینها باطل است و یك مسلمان نباید این كار را انجام بدهد. نان تنها بود همان را بیاورید و هیچ، تمام همین است، دیگر غیر از این هم مطلبی نیست. این واقعاً اینطور است؛ یعنی ما باید این را بپذیریم. یعنی در نفس خود باید این مطلب را به عنوان یك اصل انتخاب كنیم و بپذیریم، اینها نكات و اسرار سلوك است.
هَانَ عَلَیهِ الدُّنیا دنیا آسان میشود راحت میشود؛ حالا اگر فرض كنید كه تا ایشان [مرحوم حاج آقا معین] در میزد و ایشان [مرحوم حداد] دستپاچه میشدند: ای داد حالا چكار كنم! چه خاكی به سر بكنم آمد است و چیزی هم نداریم! بعد بخواهد بر خودش سخت بگیرد و نظایر این مسائل، خُب اینها به مطالب و جاهای دیگری كشیده میشود.
و إبلیسُ و الخَلقُ؛ ابلیس و مردم، این دو دیگر آن صلابت را نسبت به او ندارند، آن صلابت آن سختی را ندارد آن مشقّت، وقتیكه آسان بگیرد پس بنابراین ابلیس هم برای او آسان خواهد شد و میتواند با او كنار بیاید و او غلبه نكند.
در جلسات گذشته خدمت رفقا و دوستان عرض شد كه چطور همین ابلیس میتواند برای انسان بهجای خطر، مفید باشد در صورتی كه انسان تا وسوسه ابلیس را احساس میكند نگذارد این وسوسه هی بنشیند؛ هی در قلب او رسوخ كند نه، بلكه آن وسوسه را فوراً منتقل بكند به نقطه ضعف او، این وسوسه برای چه آمده؟ در اینجا الان من ضعیف هستم و بلند بشود و كار خلافش را انجام بدهد.

